۱۳۸۸ دی ۲۸, دوشنبه

دادگاههای نمایشی همچنان ادامه دارد

ایسنا:پس از قرائت مقدمه کيفرخواست توسط نماينده دادستان، فيلمی از وقايع و حوادث روز عاشورا پخش شد.
دادستان تهران نيز ساعت ‌۱۱ و ‌۱۰ دقيقه در جلسه رسيدگی به اتهامات اين متهمان حضور پيدا کرد.
به گزارش ايسنا، اکبری در ادامه جلسه به قرائت کيفرخواست انفرادی متهم رديف اول پرداخت و گفت: متهم رديف اول ليسانس،‌مجرد، شيعه، بدون سابقه کيفری بازداشت با صدور قرار بازداشت موقت متهم به ۱- محاربه از طريق هواداری و ارتباط با گروهک منافقين ۲- اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرايم عليه امنيت کشور با همکاری سارا، ريحانه و محسن ۳- فعاليت تبليغی عليه نظام و به نفع معاندين،‌ منافقين و تروريست‌ها ۴- خروج غيرقانونی از کشور.
به گفته نماينده دادستان اين متهم از قبر ندا آقاسلطان و سهراب اعرابی دو بار فيلم گرفته و برای منافقين ارسال کرده است و گروهک منافقين برای وی ايميلی را ارسال کرده‌اند و از او خواسته‌اند در بابلسر شعارنويسی در حمايت اعتصاب پايگاه اشرف داشته باشد.
قاضی صلواتی متهم رديف اول را فراخواند و اتهامات مذکور را به وی تفهيم کرد.
متهم رديف اول در دفاع از خود گفت: برادرم در قرارگاه منافقين بود و به خاطر ملاقات با برادرم در سال ۸۷ به آنجا رفتم. خانمی به موبايلم زنگ زد و گفت می‌خواهی برادرت را ببينی از آنجا که من اعتياد داشتم و نه جايی به من کار می‌دادند و نه امکان مالی برای مسافرت داشتم به هوای مسافرت در خارج از کشور جواب تلفن را دادم تا ببينم می‌گويند خارج، در آنجا چه خبر است.
قاضی از متهم سوال کرد: برادرت با منافقين چندين سال است که ارتباط دارد؟
متهم گفت: برادرم هفت سال است آنجاست و وقتی به آنجا رفتم عمويم را نيز ديدم برای اين سفر به مريوان رفتم و يک نفر آنجا همراه عکسم منتظرم بود من را به صورت قاچاق از مرز خارج کردند.
قاضی: چند روز در در قرارگاه اشرف بودی؟
متهم: بيشتر از ده روز و کمتر از ۱۵ روز در قرارگاه اشرف بودم.
قاضی: در قرارگاه اشرف چه کار می‌کرديد؟
متهم: از موزه ديدن کردم و آنها فيلمی را برايم پخش کردند و تبليغاتی داشتند اما من درگير کار سياسی نبودم من آدم سياسی نيستم اين سفر را به هوای پيدا کردن کار در اروپا انجام دادم و اعتياد و توهمات آن باعث شد به قرارگاه اشرف بروم. دو تن از عموهايم به لحاظ ارتباط با منافقين در سال ۶۰ اعدام شدند. اما من آن موقع بچه بودم و در حال حاضر از آنها هواداری ندارم و فقط برای ديدن برادرم آنجا رفتم و در برگشت در کردستان به لحاظ پايان يافتن زمان حضورم دستگير شدم و يک سال و نيم به لحاظ طولانی شدن جلسه دادگاه آنجا زندانی بودم.
قاضی: در قرارگاه اشرف چه اطلاعاتی به آنها داديد ؟
متهم: از آنجايی که به خاطر اعتياد آدمی منزوی بودم آنها سوال می‌کردند مثلا فلان خيابان راهش باز شده اما من جوابی برای آنها نداشتم زيرا دو سال بود در شهرکرد کار می‌کردم و از شرايط دور بودم.
قاضی: در قرارگاه اشرف آموزش، سفارش و کاری به تو محول شد؟


متهم : يک ايميل به من دادند و گفتند وقتی ايران رسيدی خبر سلامتی‌ات را به ما بده چيز ديگری به من ندادند که اين کار را بکن يا نکن. ضمن اينکه سفر من جنبه سياسی نداشت و بعد از بازگشت به ايران از آنجايی که درگير اعتياد بودم توقع سياسی بودن نمی‌رفت. خانمی به نام سارا با من تماس گرفت فکرم اين بود که الان مرا دعوت می‌کنند و يک سال ونيم که بابت آنها زندانی بودم خسارت به من می‌دهند و با اين خسارت می‌توانم برای خودم کار و کاسبی راه بيندازم. بچه مريض دارم که به خاطر اعتيادم نتوانستم خرجش را بدهم.
وی در ادامه گفت: روز ۱۳ آبان و ۱۶ آذر در اغتشاشات نبودم و به لحاظ موقعيت شغلی‌ام در يکی از شهرستان‌های استان تهران مجبور به حضور در محل کارم بودم و ساعت کارت‌زنی‌ام مشخص است.
قاضی: فيلم را برای منافقين چگونه تهيه کردی؟
متهم: در روز قدس در کنار مسجد الجواد ايستاده‌ بودم و کنجکاو بودم و می‌خواستم بدانم چه خبر است؟ دو فيلم گرفتم و برای منافقين فرستادم از قبر ندا آقاسلطان و سهراب اعرابی نيز فيلم گرفتم و فرستادم. محارب عليه جمهوری اسلامی نيستم و دنبال سياست نيز نيستم. هيچ محاربه‌ای با جمهوری اسلامی ندارم اين کارها را انجام دادم تا خسارتم را از آنها بگيرم.
قاضی: بعد از ارسال فيلم چگونه با منافقين ارتباط برقرار کردی؟
متهم: آنها هفت يا هشت بار ايميل فرستادند که در آنها به من اعتراض می‌کردند که چرا جواب نمی‌دهی. مثلا می‌گفتند به بهشت‌زهرا برو ببين چه خبر است؟ می‌رفتم و می‌ديدم خبری نيست.
قاضی: خانم سارا چند بار با شما تماس گرفت؟
متهم: يک بار تلفنی صحبت کرديم و هشت بار نيز ايميل زد.
قاضی: راجع به بابلسر توضيح بده که آيا براساس دستورات سازمان و مطالب ديکته شده در آنجا اقدام به شعارنويسی کردی؟
متهم: به همراه ۵۰ نفر از اعضای خانواده به بابلسر مسافرت کرديم در آنجا در کافی‌نت ايميلم را چک کردم. ايميلی با محتوای اينکه حمايت از اعتصاب را روی ديوار بنويس آمده بود. روی ديوار آن جمله را نوشتم اما عبارت را به ياد نمی‌آورم.
قاضی: در مورد روز عاشورا توضيح بده؟
متهم: با ريحانه بيرون رفتيم و فقط تماشا می‌کرديم. وقتی نقطه‌ای شلوغ بود از ترس راهمان را عقب‌تر می‌برديم از خيابان ويلا تا بيمارستان امام خمينی(ره) رفتم و از آنجا يک ماشين گرفتم. راه در آنجا يک طرفه بود و نيروهای امنيتی آنجا را کنترل می‌کردند و در شيخ‌فضل‌الله نوری به اجبار از خودرو پياده شديم و مجدد در نزديک يادگار امام سوار خودرويی شدم و از آنجا به خانه‌ام در پيچ شمران برگشتم و حتی يک شعار ندادم و به خاطر ترس در اغتشاشات شرکت نکردم. فيلمی تهيه کردم اما در موبايلم سوخت و آن را در حال حاضر ندارم.
قاضی: با چه انگيزه‌ای از منزل حرکت کرديد؟ شما که گفته بوديد که سياسی و اهل مسافرت نيستيد و به علت معتادی حال نداريد؟ چگونه در روز عاشورا اين فيلم‌ها را گرفتيد؟ آيا به دستور سازمان بود؟
متهم: در کارگاه فيلم‌ها را به همديگر نشان می‌دهيم شما می‌توانيد سابقه من را بررسی کنيد می‌فهميد سياسی هستم يا نه. يک شعار هم ندادم.
قاضی: فيلم را برای سازمان فرستادی؟
متهم: پنج دقيقه پس از حضور در منزلم دستگير شدم و فيلم‌های گرفته شده نيز در دوربينم نبود.
قاضی: طبق گزارش وزارت اطلاعات و مدارک و اسناد مشخص است که شما براساس دستورات تشکيلاتی سازمان در آشوب و فتنه روز عاشورا شرکت کرده‌ايد؟
متهم: ارتباطم را از ۲۰ روز قبل از اين حوادث با سازمان قطع کرده بودم.
قاضی: در روز ۱۳ آبان و ۱۶ آذر براساس اقرارهای قبلی‌ات حضور داشتی.
متهم: من قصد رفتن در اين تجمعات را داشتم اما بايد صبح زود به سر کار می‌رفتم.
قاضی: شايد وقتی در زندان بودی، اعتيادت را ترک کردی و يادت نمی‌آيد؟
متهم: يک آدم معتاد چيزی در ذهنش نمی‌ماند چگونه می‌شود من طی ده روز در اين قرارگاه آموزش ديده باشم. چگونه طی ده روز از اعتياد برگردم و سياسی شوم؟ من اشتباه کردم از دادگاه می‌خواهم با رافت و مهربانی به من لطف کند از کارم توبه می‌کنم از خدا و شما می‌خواهم مرا ببخشيد. قبول دارم اشتباه کردم اما ديدگاهم تغيير نکرده اگر شما به من بگوييد اينجا کار وجود دارد من آنجا می‌روم.
قاضی : در روز عاشورا به مقدس‌ترين مقدسات مردم توهين شده است.
نماينده دادستان خطاب به متهم گفت: از هواداری ريحانه از سازمان منافقين باخبر بوديم و هميشه شما با هم می‌رفتيد ضرورتی برای اين کار وجود ندارد.
قاضی: برادر شما هشت سال است در قرارگاه اشرف است چرا در طول اين مدت به آنجا مسافرت نکرديد؟
متهم: برادرم در سال ۸۷ با من تماس گرفت و نمی‌دانم چرا قبل از آن با من تماس نگرفته است.
در ادامه قاضی، ياورزاده وکيل تسخيری متهم رديف اول را برای دفاع از موکلش فرا خواند؟
وکيل متهم رديف اول ابتدا از اينکه موکلش در کمال آزادی دفاعياتش را بيان کرده تشکر کرد و گفت: موکلم در ۴۰ سالگی با داشتن مدرک ليسانس عمران از بيکاری رنج می‌برد و در رسيدگی بهتر است به اظهارات موکلم توجه شود و از اظهارات ديگر متهمان عليه همديگر توجه نشود.
وی گفت: مواد ۱۸۶ ، ۶۱۰ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی جمع اضداد است و از محاربه قيام مسلحانه به ذهن متبادر می‌شود در حالی که از موکلم سلاحی کشف نشده و ارتباط و همکاری موثری با گروهک منافقين نداشته است و به اميد پيدا کردن کار و ديدن برادرش از کشور خارج شده در واقع از اعتياد خودش فرار کرده است.
وکيل متهم رديف اول در ادامه افزود: مسافرت يک هفته‌ای موکلم به عراق قبل از انتخابات و آشوب‌ها بوده و آيا مسافرت به معنای اطلاع از اساسنامه منافقين است؟ يک معتاد تزريقی می‌تواند در يک شاخه موثر نظامی، سياسی و گروهک فعاليت عليه نظام داشته باشد؟ از اخبار و مطبوعات جمهوری اسلامی شنيده‌ام که مرکزيت گروهک منافقين از بين رفته و از نظر فيزيکی وجود ندارند. در مواد مذکور آمده که متهم بايد موضع گروهک را بداند در حالی که موکلم از اين موضوع بی‌اطلاع بوده است. به دليل اينکه برادر و عموی اين شخص جزو منافقين هستند ما نمی‌توانيم بگوييم به عنوان محارب محاکمه شود. اعمال ارتکابی از سوی موکلم از محاربه خارج است.
ياورزاده در ادامه گفت: در خصوص ديگر اتهامات هيچ فردی به چنين شخص معتادی اعتماد نمی‌کند و اينکه اجتماع و تبانی داشته نيز مشخص است که مادر و پدر پير وی (ديگر متهمان اين پرونده) نمی‌توانند راه بروند. موکلم از گذشته اعتيادآور، بيکاری،‌انشقاق خانواده ،‌جدايی از زن و فرزند نادم و پشيمان است و تقاضای عفو می‌کند و چنين فردی نمی‌تواند مجری دستور منافقين باشد و تقاضای صدور حکم برائت برای وی را دارم.
قاضی صلواتی با شنيدن اظهارات وکيل مدافع متهم گفت: مرکزيت گروهک منافقين هنوز از بين نرفته و گروهک تروريستی منافقين مشمول ماده ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی می‌شود.
نماينده دادستان نيز گفت: متهم با علم به اين موضوع اقدام کرده و ايشان مادرش را به پارک لاله می‌برد تا در جلسات مادران کشته شدگان شرکت کند که تقاضای صدور حکم را دارم.
قاضی صلواتی به منظور اخذ آخرين دفاع متهم را فرا خواند و اتهامات مندرج در کيفرخواست را برای وی قرائت کرد.
متهم در پاسخ به اظهارات نماينده دادستان گفت: اينکه مادرم را به پارک ببرم وظيفه‌ام است اما من محاربه‌ای با جمهوری اسلامی ندارم و نخواهم داشت. سرابی جلوی راه من بود. دنبال کار بودم، ‌اعتياد جلوی چشمم را گرفته بود.
متهم در ادامه با قرائت بخشی از آيات قرآن از قاضی طلب عفو و بخشش کرد.
به گزارش خبرنگار حقوقی ايسنا، اکبری، نماينده دادستان در ادامه به قرائت کيفرخواست انفرادی متهم رديف دوم پرونده حوادث روز عاشورا پرداخت و افزود: متهم رديف دوم دانشجو، فاقد سابقه کيفری، بازداشت با قرار بازداشت موقت متهم به۱- محارب از طريق ارتباط و هماهنگی عالمانه،‌آمرانه و موثر با گروهک تروريستی منافقين و سرکردگی در هسته داخل ۲- اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرايم عليه امنيت به همراه ساير اعضای تيم منافقين سارا، مطهره ۳- فعاليت تبليغی عليه نظام جمهوری اسلامی و به نفع معاندين، منافقين و تروريست‌ها است.
وی گفت: با توجه به گزارش وزارت اطلاعات، اقرار و اعترافات متهم و اظهارات ساير متهمان اين متهم ارتباط موثری با سرپل منافقين داشته و دستورات آنها را اجرا کرده و در آشوب‌های ۲۵ تا ۲۷ خردادماه، ۱۶ آذر ، ۱۳ آبان ،‌۱۸ تير و تجمعات پارک لاله شرکت و عکس و فيلم تهيه و اطلاعات برای منافقين ارسال کرده است.
نماينده دادستان با تاکيد بر اين‌که بزه‌کاری وی محرز است، گفت: با استناد به مواد ۱۸۶، ۵۰۰، ۶۱۰ ، ۴۶ و ۴۷ قانون مجازات اسلامی به عنوان محارب برای وی درخواست مجازات داريم ضمنا تاريخ وقوع بزه سال ۸۸ در حوزه تهران است.
قاضی متهم رديف دوم را برای دفاع فرا خواند و گفت: پيش از تشکيل جلسه وکيل، پرونده را مطالعه و با متهم ملاقات داشته است.
متهم رديف دوم در ابتدای دفاعياتش گفت: من اصلا گروه منافقين را نمی‌شناسم که آمرانه،‌عالمانه و موثر اقدام کرده باشم. برای آموزش به خانه مطهره می‌رفتم.
قاضی: در بين اعضای خانواده‌ات معاند با جمهوری اسلامی داری؟
متهم: نه. طبق ارتباطات خانوادگی که با مطهره داشتيم و از آنجا که فاميل پدرم بود رفت‌وآمدهايی داشتيم و تا بعد از انتخابات هيچ فعاليتی نمی‌کردم. آزار من به يک مورچه نيز نمی‌رسد. سارا به من ايميلی زد و با عنوان يک دوست با او دردل می‌کردم. سارا به من گفت يک شماره تلفن به من بده تا با تو حرف بزنم به او گفتم ندارم که او گفت يک سيم کارت بگير و يک شماره تلفن به من داد و گفت برو سيم کارت را از او بگير.
متهم رديف دوم در ادامه مدعی شد که جزييات قرارهايش يادش نمی‌آيد که نماينده دادستان اقرارهای قبلی وی مبنی بر اينکه سرپل منافقين به او گفته است به پارک برو و از خاله سيم کارت را بگير را قرائت کرد.
متهم رديف دوم گفت: از آنجايی که تجمعات ۲۵ ، ۲۶ و ۲۷ خرداد آرام بود و من نمی‌دانستم اين تجمعات غيرقانونی است شرکت کردم و هيچ دستوری از سازمان برای شرکت نداشتم و در تجمعات ۱۸ تير ، ۱۳ آبان و ۱۶ آذر و روز عاشورا و تاسوعا وقتی ديدم يک جمعيتی در خيابان هستند به آنجا رفتم.
نماينده دادستان گفت: در تجمعات ۲۵ و ۲۶ و ۲۷ خردادماه فيلم گرفتی و از حوادث روز عاشورا و تاسوعا نيز فيلمی ارسال کردی و از مرگ منتظری نيز فيلم گرفتی.
متهم گفت: از روز عاشورا و تاسوعا فيلمی ارسال نکردم و روز مرگ منتظری سرکار بودم و هيچ فيلمی نگرفتم.
قاضی: سارا از شما چه می‌خواست؟
متهم: تا بعد از انتخابات ارتباط ما ايميلی بود و فقط دردل دوستانه با او داشتم. سارا هميشه به من می‌گفت به مطهره کمک کن.
قاضی: در تجمعات مادران در پارک لاله شرکت می‌کردی؟
متهم رديف دوم گفت: يک روز در اتوبوس شنيدم که مادرها در پارک لاله هستند.
نماينده دادستان: از تجمعات در پارک لاله فيلم گرفتی؟
متهم رديف دوم: وقتی از کلاس بر می‌گشتم خانمی در اتوبوس گفت هنرپيشه‌ها در اين تجمعات شرکت می‌کنند عکس‌هايی را از کافی‌نت گرفتم و به آنجا بردم .عکس ندا، سهراب و کيانوش بود و از ‌آنها نيز فيلم گرفتم اما به جايی ارسال نکردم.
نماينده دادستان: دو اسم مستعار هانی و پريسا را سازمان برای شما انتخاب کرده بود؟
متهم: من اسم مستعاری برای خودم انتخاب نکردم.
قاضی: يک فقره شعارنويسی به عنوان "ما مادران قيام ايستاده‌ايم" در پارک لاله داشتی؟
متهم: من اصلا شعاری ننوشته‌ام. گفتم اين شعار را شنيده‌ام. من هيچ مورد شعارنويسی نداشتم.
نماينده دادستان: سارا با تو تماس گرفت و گفت در روز عاشورا چه خبر است؟
قاضی: روز عاشورا کجا بودی؟ به دستور منافقين از حوادث روز عاشورا فيلمبرداری کردی؟ شما باچه انگيزه روز عاشورا از منزل خارج شدی؟ ارتباط شما با احمد ارتباط تشکيلاتی است؟ و در سفر تشکيلاتی بابلسر در آنجا شعار نوشتيد؟
متهم: احمد، فاميلمان بود.سفر، خانوادگی بود. شعاری ننوشتم. من عليه جمهوری اسلامی ايران شعاری ندادم. من اقدام عليه امنيت ملی نکردم.
نماينده دادستان گفت: در اقرارهای قبلی‌ات عنوان کرده بودی برای حمايت از قرارگاه اشرف شعارنويسی کردی و خط تلفن در اختيار تو گذاشته بودند و آنها با تو تماس می‌گرفتند و از ندا و ساير کشته‌شدگان فيلمبرداری به درخواست آنها کردی؟ سارا و فتانه اين درخواست را از تو داشتند؟
قاضی : اسم خودت که قشنگ است چرا اسم تشکيلاتی برای خودت انتخاب کردی؟
متهم: من اسمی برای خودم انتخاب نکرده بودم.
بنابی، وکيل تسخيری متهم رديف دوم در دفاع از موکلش گفت: در قانون مجازات اسلامی محارب به دو شکل محارب به حکومت و محارب سلب آزادی از اشخاص عادی عنوان شده است.
وی در ادامه گفت: موکلم فراموش کرد بگويد که پدرش از سال ۶۰ تا ۶۴ به علت گرايش به منافقين در زندان بوده و علت گرايش اين خانم به گروهک منافقين آن است که زمينه و عوامل تاثيرگذار برای جلب وی وجود داشته است. موکلم دچار يک سردرگمی بوده و نمی‌توانسته راه سياسی و اجتماعی برای خودش ترسيم کند. در ماههای اخير نيز ارتباطی با خانم سارا و فتانه برقرار کرده و سيم‌کارت‌هايی از آنها گرفته و موکلم برای مطرح شدن و همراه شدن با مردم به کوچه و خيابان رفته،‌شعار نويسی، فيلم گرفتن و ... را آغاز کرده است.
بنابی در ادامه گفت:‌ ايشان تحت تاثير مطهره بوده و محسن با قصد ازدواج ايشان را به خودش جلب و برای انجام اين گرايشات ترغيب کرده است. از دادگاه تقاضای اعمال حداقل مجازات را دارم.
قاضی صلواتی متهم رديف دوم را برای اخذ آخرين دفاع فراخواند که متهم رديف دوم در بيان آخرين دفاع گفت:‌ اشتباه کردم،‌پشيمان هستم،‌هيچ دشمنی با نظام جمهوری اسلامی ايران نداشته و ندارم، تقاضای عفو و بخشش دارم.
قاضی صلواتی در اين بخش از دادگاه با اعلام پايان جلسه دادگاه گفت: جلسه رسيدگی آتی متعاقبا اعلام می‌شود.

0 نظرات:

ارسال یک نظر

Newer Posts Older Posts