۱۳۸۹ اسفند ۱۶, دوشنبه

موافقت قذافی تنها یک مفهوم داشت...قوای نظامی و سرکوب وحشیانه تنها بر سرعت سقوط می افزاید

در خبرها خواندیم که معمر قذافی دیکتاتور دیوانه لیبی پس از کشتار وحشیانه چند هفته اخیر و با توجه به عدم تواناییش در کنترل اوضاع موافقت مشروطی بر کناره گیری از قدرت منتشر کرده است.
این امر تنها یک پیام را به بیت رهبری فرستاد و آن این نکته بود که بی شک کشتار و سرکوب هر چه وسعت بخشیده شود سرعت سقوط نیز سریع تر خواهد شد.هیچ نیروی نظامی و سرکوبگری توان ایستادگی در مقابل خیزش و حضور ملت را نداشته و نه خواهد داشت.
نکته ای که باید به جد به دیکتاتور گوشزد کرد این امر است که به هیچ عنوان نمی توان قدرت سرکوب دیکتاتور لیبی و حمایت مزدوران تحت امرش را با قدرت دیکتاتور ایران یکی دانست.جامعه ایلیاتی لیبی و وضعیت بسیار خاص آن این امکان را برای قذافی مهیا می کرد که علیرغم کشتار وحشیانه نیروهای تحت امرش همچنان فرمانبردارش باشند.به عبارتی این حجم وسیع کشتار در لیبی شاید اگر در ایران اتفاق می افتاد در عرض 24 ساعت سقوط شکل می گرفت.
البته نباید فراموش کرد که رفتار وحشیانه و سبعانه کودتاچیان در ایران به لحاظ شنیع بودن دست کمی از لیبی ندارد اما بحث اصلی اینجاست که نیروهای سرکوبگر تحت لوای دیکتاتور هیچ باوری به رفتار خود ندارند و تنها در پس منافع مالی خود در این میدان حاضر می شوند.
این تفاوت سرکوبگران با نیروهای سرکوبگر لیبی بسیار حائز اهمیت است.در لیبی نیروهای سرکوبگر با باور به جریانی همچون قذافی بدون ترس و واهمه و با شور و اشتیاق (گرچه همراه با منافع مادی باشد)در کشتار سهیم می شوند و هیچ ابایی از اعلام این حضور ندارند اما در ایران نیروهای سرکوبگر با پوشاندن چهره خود در تلاشند تا این حضورشان را در پس نقاب مخفی نگه دارند تا مبادا همگان از حضورشان مطلع شوند.به عبارتی تنها منافع موجود باعث این حضور می گردد و در اولین حالتی که این احساس پدیدار شود که سقوط جدیست بسرعت اطراف کودتا تهی خواهد شد .امری که در روزهای اخیر حضور شاهدش بودیم .پس از 25 بهمن نیروهای سرکوبگر به نوجوانان 15 -16 ساله تغییر چهره دادند .این تغییر رفتار تنها خبر از ریزش عمیق آنانی است که خطر را جدی حس کردند و در عرصه حاضر نشدند و اینان نیز که جایگزینشان شدند بسرعت دچار لغزش خواهند شد.از همین رو باید به بیت رهبری گفت که هر چه در سرکوب ملت شدت بیشتری به خرج دهند بر سرعت سقوط تنها افزوده اند.

۱۳۸۹ اسفند ۱۳, جمعه

کودتای دوم در انتخابات مجلس نهم کلید خواهد خورد...فرمانده سپاه :انتخابات مطابق میل ما نباشد سال 91 خونین خواهد بود

فرمانده ارشد سپاه قزوین در اظهاراتی مهم بیان داشت :"اگر نتیجه انتخابات مجلس نهم نتیجه‌ای در راستای ارزش‌های ما نداشته باشد، سال ٩۱ سالی بسیار خطرناک و حتی خونین است"
این جمله کافی بود تا پرده از تحولات مهمی بردارد که زمستان 90 رقم خواهد خورد .زمستانی که چندی پیش طائب فرمانده اطلاعات سپاه نیز آن را بسیار مهم و حیاتی خطاب کرد.

طائب در اظهاراتی چنین گفت:"آنها در پی آن هستند تا در فصل اول سال 90 با گره زدن تحریم‌ها به موج جدید هدفمندی یارانه‌ها مردم را ناراضی جلوه دهند و سپس در فصل چهارم به کودتای مخملی دست بزنند."
زمستان 90 که مصادف با انتخابات مجلس نهم خواهد بود می تواند منجر به کودتای دومی شود که بسیاری از نیروهای اصولگرا که در طول این دوره منتقد دولت کودتا بودند اما در مقابل جنبش سبز هم ایستادند را در بر بگیرد.کودتای دوم که بر اساس شواهد موجود باید در زمستان 90 کلید بخورد پاکسازی عمیقتر و بنیادی تر نیروهای جمهوری اسلامی را در بر خواهد داشت.در این میان شاید فرماندهان سپاه ناراضی، نمایندگان منتقد دولت، وزاری غیر همسو و بصورت کلی تمامی افرادی که در وضعیت کنونی با خواسته های دولت همسو نیستند پاکسازی شوند.این اظهارات در حالی بیان می شود که دولتیان نیز اعلام کردند که در سالهای آتی بسرعت وزارت خانه ها را در هم ادغام خواهند کرد تا چهره دولت بکلی تغییر نماید.این همه تغییرات بنیادی در فاصله کمتر از یکسال آینده خبر از اتفاقات بزرگی می دهد که به زودی به وقوع خواهد پیوست.جنگ قدرتی که می رود میان جناحهای درونی و حتی شاید با خود خامنه ای رقم بخورد.سال 90 سالی تاریخی خواهد بود.
اینها تنها نزاع های درونی اردوگاه کودتا بود .در سوی دیگر این تحولات جنبش سبز قرار دارد .جنبشی که می رود با تکثیر و توسعه خود در بدنه جامعه بر قدرتش بصورت روز افزون بیافزاید.سال 90 باید بصورت کاملا آماده باش در صحنه باشیم که روزهای حساسی در پیش خواهیم داشت.

۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه

پیامی به نیروهای سرکوبگر در 17 و 24 اسفند...زدی ضربتی، ضربتی نوش کن

تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد...17 اسفند در صحنه خواهیم بود

یادمان است که شب انتخابات چه گفتی.یادمان است که چه قاطعانه از پیروزیت در انتخابات سخن بر زبان راندی.حضورت را قاطعانه جان بخشیدی و بر طبل تداوم این حضور چه با صلابت کوبیدی.به نیکی می دانستی که با چه کسانی طرف هستی.میدانستی که صحنه آرایی خطرناک یعنی چه.به میدان آمدی و چه جانانه آمدی و ملت همراهت شدند و چه جانانه همراهیت کردند.در طول این بیست ماه هیچ گاه ملت را تنها نگذاشتی.هر روز و هر ساعت خود را به ملت نزدیک تر کردی و پروسه تغییر را چه با سرعت پیمودی.همگام شدن با ملت را به زیبایی درک کردی و جانانه به پایش ایستادی.اما ملت نیز به عهد نانوشته خود مردانه وفا کرد.آمد و ایستاد و کتک خورد و بازداشت شد چرا که گفته بود در حمایت از تو خواهد آمد .گفته بود که می آید و آمد.از صحنه آرایی ها همچون تو نترسید و تسلیم آن نگشت.میر حسین عزیز این چند سطر را می نگارم تا پیامی را به تو دهم پیامی که ایستادگی تو و ملت بزرگ ایران که تو نیز قطره ای از آن هستی پایه های ظلم و جور را به شدت لرزانده است.میر حسین عزیز تو و همسر همراهت و شیخ شجاعمان و همسر باوفایش نیک بدانید که آزادی میهن نزدیک است.10 اسفند آمدیم و فریاد برآوردیم که خواهان آزادیتان هستیم .کودتاچیان همچون بیست ماه پیش حمله کردند و زدند و نعره کشیدند و بازداشت کردند و بازهم همچون گذشته ایستادیم.اما یک تفاوت این بار پدید آمده بود .باور به پیروزی و ایمان به شکست کودتا امری که شاید تا یک ماه پیش بدان باور نداشتیم.سقوط را در رفتارهای بی برنامه شان به وضوح نگریستیم و اکنون در آستانه دومین سه شنبه هستیم.اما باورمند تر از همیشه به سقوط کودتا.
17 اسفند ساعت 5 بار دیگر در صحنه خواهیم بود

۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه

خانه امن;عنوانی مضحک برای بازداشتگاه وِیژه...10 اسفند در خیابان خواهیم بود

این روزها این عنوان را به وفور می شنویم .سران جنبش را به خانه امن منتقل کردند.خانه امن مفهومی جدید است که امن بودن آن خود به شدت زیر سوال است.رفتاری که پیش از حصر خانگی این دو عزیز به حصر رفته را همگان شاهد بودند .بی حرمتی و وحشی گری هایی که بارها نسبت به خانواده های این دو عزیز روا داشتند.یورش ها پیاپی به خانه مهدی کروی و استفاده از بمب های صوتی و شکستن شیشه های خانه و هزاران رفتار ضد انسانی دیگری که در طول این مدت شاهد بودیم نشان می دهد که بازداشت کنندگان این دو بویی از امنیت نبرده اند.
خانه امن اصلاحی مضحک برای بازداشتگاه ویژه است که کودتا سعی در ترویجش دارد .همراهان سبز وزن این بازداشت را با این اصطلاح خاص و هدفمند پایین نیاوریم .سران جنبش در بازداشتگاهی ویژه در بازداشت بسر می برند .بازداشت گاهی که بازداشت کنندگانش را در فیلم هتاکی به فائزه هاشمی دیدیم.بازداشت کنندگانی از این دست اکنون در بازداشتگاهی ویژه میر حسین و مهدی کروبی را در بازداشت دارند.
10 اسفند حضورمان و تداوم این حضور در سه شنبه های آتی می تواند این بازداشتگاه را بر سر کودتاچیان خراب کند .بکوشیم و تبلیغات را وسعتی عمیق بخشیم.



 سه شنبه 10اسفند امام حسین تا آزادی ساعت 5

۱۳۸۹ اسفند ۶, جمعه

آقای خاتمی شک نداشته باشید سکوت این روزهای شما را فراموش نخواهیم کرد

وضعیت خاصی در کشور پدیدار گشته که براستی دوران حساسی است. پس از 25 بهمن دمی قدرتمند بر کالبد جنبش دمیده شد و حضور پر شور و حماسی 25 بهمن تمام یاوه سراییهای دولت کودتا را به شدت زیر سوال برد و وحشتی عمیق بر بدنه کودتا افکند.آنانی که پس از 22 بهمن بصورت مداوم با جشنهای حکومتی امثال 9 دی تلاش داشتند تا به بدنه جامعه القا کنند که آری جنبش سبز به تاریخ پیوست در 25 بهمن به یکباره خود را با سیل خروشان معترضین دیدند و به خشونتی عریان تن دادند و باز هم ایستادگی جوانان میهن حماسه ای را رقم زد.تبعات 25 بهمن به قدری براشان سهمگین بود که موضع گیریهای وحشت زده شان همگان را به خنده واداشت.فریاد های مرگ بر موسوی و خاتمی و کروبی که در مجلسی که روزی خانه ملت بود از یک طرف و موضع گیری های هماهنگ خطیبان جمعه از سویی دیگر و تبلیغات سر سام آور رسانه ضد ملی همه و همه کوشیدند تا شاید 25 بهمن را تحت پوششان بگیرند .در این راستا از شهید دزدی و سناریو سازی نیز نگذشتند.گرچه تمام این تلاشهای مذبوحانه شان با حضور یک اسفند و گسترش دامنه اعتراضات به شهرهای دیگر نقش بر آب شد .باری دیگر  چاره را در حبس خانگی سران جنبش دیدند و ارتباطشان را با دنیای خارج به کلی قطع کردند و باز فراخوان سه شنبه های سبز صادر شد.چرا که این موج را سر ایستادن نیست.اما در این مقال روی سخنم با سید محمد خاتمی است.جناب خاتمی این روزها را زیاد مبرید که در حالی که همراه پیشینتان کروبی و موسوی در حبس خانگی هستند از شما خبری نیست.برای 25 بهمن سخنی از شما نشنیدیم.جناب خاتمی سوگند به خون جوانان میهن که این روزها و سکوت شما در خاطره ملت هیچ گاه فراموش نمی شود.شما سکوت کنید یا نکنید مرگ بر خاتمی را خواهید شنید پس حداقل بکوشید در آغوش ملت باقی بمانید

۱۳۸۹ اسفند ۴, چهارشنبه

موسوی و کروبی در حصر خانگی...فعالین سیاسی در بازداشت...حضور ملت می تواند وضع را تغییر دهد یا لابی پشت پرده ؟

در حالیکه 3 روز از حضور محسوس ملت در اول اسفند می گذرد و با توجه به رشد اعتراضات در سطح کشور از یک سو و سخنان مشاورین ارشد سران جنبش که اعلام نمودند به زودی برنامه آتی حضور را اعلام خواهند کرد از سویی دیگر و سکوت معنا دار و بی تحرک این روزها شائبه های در ذهن پدیدار می شوند.
با نزدیک شدن به انتخابات مجلس خبرگان و اعلام حضور رسمی هاشمی در انتخابات و حضور روز دوشنبه هاشمی پای سخنان خامنه ای و از طرفی تلاشهای فزاینده کودتا برای دست یافتن به کرسی رهبری خبرگان گویی معادلات بیشتر از روی صحنه به پشت صحنه کشیده شده است.
اینکه هاشمی و کودتاچیان در جنگ قدرت خود تن به بازیهایی از این دست دهند جای تعجب ندارد.اما مسولین راه سبز امید ... مشاوران ارشد سران جنبش... به هوش باشید که کوچکترین خطایی از سوی شما در همراهی کودتا و وارد شدن به بازیهای پشت پرده که ملت در جریانش نباشند عواقب خطرناکی برایتان در بر خواهد داشت.
در مصاحبه ای از آقای ارجمند خواندم که فرموده بودند که خواسته اصلی جنبش رفع حصر از سران جنبش است.
در پاسخ به ایشان باید قاطعانه بیان کنم خیر آقای ارجمند خواسته اصلی جنبش دستیابی به حکومتی مبتنی بر آرای مردم است نه رفع حصر .که رفع حصر سران جنبش باید با حضور ملت و با دستان پرتوانشان صورت پذیرد نه لابی های پشت پرده.برای رفع حصر موسوی و کروبی .
موسوی و کروبی  همراه و پرتوان در تحولات بیست ماهه اخیر همگام با مردم حضور داشتند اما نه خونشان رنگین تر از سایر عزیزانی است که در بند هستند و نه خودشان چنین ادعایی دارند.پس باید بکوشیم که حصر ایرانمان را بشکانیم نه حصر این دو عزیز را فقط.و ضمنان فراموش نکنیم که محبوبیت موسوی و کروبی تنها به خاطر صداقت و رو بازی کردنشان است و گرنه در طرفه العینی از سکوی محبوبیت به چاه منفوریت سقوط خواهند کرد.
نکته پایانی به بازیگران این روزهای جنبش سبز .نیک آگاه باشید که هر نوع معامله ای برا ی رفع حصر منجر به تغییر مسیر جنبش خواهد شد .بر زانوان پرتوان جنبش اتکا کنید تا هم رفع حصر کنیم و هم ایرانمان را آزاد کنیم.

۱۳۸۹ اسفند ۳, سه‌شنبه

پیشنهاد به راه سبز امید:14 اسفند ساعت 15 طول خیابان ولیعصر میعادگاه حضور سبزها باشد

پیشنهادی به شورای هماهنگی راه سبز امید .جهت حمایت از سران جنبش که در حصر خانگی و فشار روز افزون بسر می برند یک فراخوان حضور می تواند علیرغم تقویت روحیه به کاستن فشار بر سران جنبش  و تضعیف قدرت کودتاچیان بیانجامد.
10 روز زمان کافی است برای اطلاع رسانی گسترده از یک سو و مصادف شدن آن روز با پنجشنبه می تواند نهایت بهر برداری را از فضای پز ازدحام اسفند ماه و شب نوروز بنماید.
خیابان ولیعصر مخصوصا پس از میدان ولیعصر بدلیل کمبود پایگاه های دولتی مشکلات فراوانی را برای استقرار نیروهای سرکوبگر فراهم خواهد کرد.از سویی دیگر در روزهای منتهی به پایان سال در این محدوده چنان ترافیک گره خورده ای شکل می گیرد که با صدور این فراخوان می توان از این ترافیک و فشردگی حضور مردم در خیابان به بهترین شکل ممکن بهره برد.فرصت اندک است.
قدرت حضور ملت در حماسه های 25 بهمن و اول اسفند و رشد دامنه اعتراضات به شهرهای دیگر می تواند در 14 اسفند نمود قدرتمند تری بیابد .این فرصت را از دست ندهیم.

25 بهمن و 1 اسفند آغازگر دوران جدید

پس از رخدادهای جاودانه 25 بهمن و اول اسفند نوع نگرش به رفتار مجموعه ای به نام جمهوری اسلامی دچار تغییر بنیادینی گشت.در واقع پس از آغاز اعتراضات سال 88 که در پی تقلب بزرگ انتخاباتی رقم خورد تا 22 بهمن 88 یعنی یک دوره زمانی 8 ماهه را می توان بعنوان دوره اعتراض به دولت نه حاکمیت در نظر گرفت.دوره ای که درآن علیرغم شعارهای تند علیه خامنه ای، غالب شعارها بر مبنای کناره گیری دولت کودتا رقم می خورد.پس از 22 بهمن 88  جنبش سبز وارد یک دوره انتقاد درونی و به نوعی بازسازی خود گشت و از این رو بسیاری از ناآگاهان این دوره را که از 22 بهمن 88 تا 25 بهمن 89  در بر می گرفت دوره مرگ جنبش نامیدند.امری که در 25 بهمن به وضوح نشان  داد که جنبش نه تنها دچار ضعف و اضمحلال نگشته بلکه ریشه آن چنان رشد و نموی کرده که در بسیاری از نقاط غیر قابل پیش بینی نیز رسوخ نموده است.
از این رو پس از این دوره گذار یکساله و بازسازی و قدرت گرفتن درونی جنبش در 25 بهمن 89 حماسه ای رقم خورد که جنبش و حاکمیت را وارد فاز جدیدی نمود.آنانی که تا پیش از بهمن 89 بر طبل پایان جنبش می کوبیدند چنان سیلی از ملت در این روز خوردند که همچنان با مهمل گویی سعی در انحراف رخدادهای بزرگ 25 بهمن هستند.امری که از مجلسیان گرفته تا نظامیان و سیاسیون همه و همه را به وحشت انداخت.در همین راستا پس از این حضور حماسی حصر خانگی سران جنبش موجبات سقوط شدید تر و افراطی تر حاکمیتی بنام جمهوری اسلامی را رقم زد.به موضع گیری ها فردای 25 بهمن از ناطق نوری گرفته تا هاشمی و ملیجکان مجلس و فرماندهان سپاه نظری بیافکنید.گویی ولوله ای بر پاشده و حاکمیت چنان در معرض سقوط قرار گرفته که همه و همه با تمام توان به صحنه آمدند تا بکوشند و این ضعف و رفتار نابجای حاکمیت در قبال معترضین را لاپوشانی کنند.اما پس از 25 بهمن و حوادث رخ داده اول اسفند حاکمیت به خوبی آگاه شده که دامنه جنبش از تهران فراتر رفته و به شدت به شهرهای بزرگ رسوخ کرده است.میزان شدت درگیری در شیراز و کردستان و رشت و چند شهر دیگر نشانگر رشد افسارگسیخته اعتراضات پس از 25 بهمن است.اینک سقوط چنان در مقابل دیدگان سران حاکمیت نقش بسته که بی شک می توان این روزها را کابوس کودتاچیان نامید. کابوسی که می رود تا در آینده ای نه چندان دور بساط این ننگ تاریخی را یکبار برای همیشه برچیند.حضرات آگاه باشید که سقوط در چند قدمیتان است و پیوستن به ملت تنها راه نجات است.

۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

اکنون که وحشت در اردوگاه کودتا سایه افکنده نسیم سبزمان چون طوفانی بنیادشان را می لرزاند...اول اسفند روز حضور

وضعیت بسیار شکننده ای در کشور حاکم شده است.بحران در تمامی شئون حاکمیت نالایق رسوخ کرده و شواهد نشان می دهد که هیچ روزنه ای برای برون رفت از بحران در ارکان بالای حاکمیت نیز دیده نمی شود.در این وضعیت خاص و شکننده برماست که با تداوم اعتراضاتمان اینبار قدرتمندانه خواستمان را که همان نیاز یکصدساله مان است به کرسی بنشانیم .
در وضعیت بسیار ملتهب منطقه ای که تمامی نگاه ها به تحولات دوخته شده و با حماسه آفرینی 25 بهمن فرزندان ایران وضعیت اردوگاه کودتاچیان بسیار وخیم تر ازآنچه به نظر می آید گزارش می شود.بی شک چنان وحشت و ولوله ای در آن خیمه گاه به راه افتاده که شاید باورش و بیانش به زبان نیاید.اینک بر ماست که از این فرصت پیش آمده نهایت بهره را ببریم و از حقوق حقمان پاسداری کنیم.اینک بر ماست که این دو شهید جنبشمان را قدر بدانیم و در اول اسفند یادشان را جانانه نگه داریم.دورانی بسیار التهاب آوری را سپری می کنیم.بکوشیم که روزگار آزادی ایران نزدیک است.اول اسفند ایران خشم خود را به رخ جهان خواهد کشید.اول اسفند شعله های فروزان آتش سبزها چنان خرمن ناپاکی کودتاچیان را به آتش کشد که دودمانشان را اینبار بر باد دهد .25 بهمن نقطه عطف تاریخ ایران را رقم زدیم و در تداومش اول اسفند پیگیر مطالبات و خونهای به ناحق ریخته و پیکرهای ربوده شده خواهیم بود .
وعده دیدار اول اسفند ساعت 15 میادین اصلی تهران و شهرستانها

Newer Posts Older Posts