۱۳۸۹ اسفند ۳, سه‌شنبه

پیشنهاد به راه سبز امید:14 اسفند ساعت 15 طول خیابان ولیعصر میعادگاه حضور سبزها باشد

پیشنهادی به شورای هماهنگی راه سبز امید .جهت حمایت از سران جنبش که در حصر خانگی و فشار روز افزون بسر می برند یک فراخوان حضور می تواند علیرغم تقویت روحیه به کاستن فشار بر سران جنبش  و تضعیف قدرت کودتاچیان بیانجامد.
10 روز زمان کافی است برای اطلاع رسانی گسترده از یک سو و مصادف شدن آن روز با پنجشنبه می تواند نهایت بهر برداری را از فضای پز ازدحام اسفند ماه و شب نوروز بنماید.
خیابان ولیعصر مخصوصا پس از میدان ولیعصر بدلیل کمبود پایگاه های دولتی مشکلات فراوانی را برای استقرار نیروهای سرکوبگر فراهم خواهد کرد.از سویی دیگر در روزهای منتهی به پایان سال در این محدوده چنان ترافیک گره خورده ای شکل می گیرد که با صدور این فراخوان می توان از این ترافیک و فشردگی حضور مردم در خیابان به بهترین شکل ممکن بهره برد.فرصت اندک است.
قدرت حضور ملت در حماسه های 25 بهمن و اول اسفند و رشد دامنه اعتراضات به شهرهای دیگر می تواند در 14 اسفند نمود قدرتمند تری بیابد .این فرصت را از دست ندهیم.

25 بهمن و 1 اسفند آغازگر دوران جدید

پس از رخدادهای جاودانه 25 بهمن و اول اسفند نوع نگرش به رفتار مجموعه ای به نام جمهوری اسلامی دچار تغییر بنیادینی گشت.در واقع پس از آغاز اعتراضات سال 88 که در پی تقلب بزرگ انتخاباتی رقم خورد تا 22 بهمن 88 یعنی یک دوره زمانی 8 ماهه را می توان بعنوان دوره اعتراض به دولت نه حاکمیت در نظر گرفت.دوره ای که درآن علیرغم شعارهای تند علیه خامنه ای، غالب شعارها بر مبنای کناره گیری دولت کودتا رقم می خورد.پس از 22 بهمن 88  جنبش سبز وارد یک دوره انتقاد درونی و به نوعی بازسازی خود گشت و از این رو بسیاری از ناآگاهان این دوره را که از 22 بهمن 88 تا 25 بهمن 89  در بر می گرفت دوره مرگ جنبش نامیدند.امری که در 25 بهمن به وضوح نشان  داد که جنبش نه تنها دچار ضعف و اضمحلال نگشته بلکه ریشه آن چنان رشد و نموی کرده که در بسیاری از نقاط غیر قابل پیش بینی نیز رسوخ نموده است.
از این رو پس از این دوره گذار یکساله و بازسازی و قدرت گرفتن درونی جنبش در 25 بهمن 89 حماسه ای رقم خورد که جنبش و حاکمیت را وارد فاز جدیدی نمود.آنانی که تا پیش از بهمن 89 بر طبل پایان جنبش می کوبیدند چنان سیلی از ملت در این روز خوردند که همچنان با مهمل گویی سعی در انحراف رخدادهای بزرگ 25 بهمن هستند.امری که از مجلسیان گرفته تا نظامیان و سیاسیون همه و همه را به وحشت انداخت.در همین راستا پس از این حضور حماسی حصر خانگی سران جنبش موجبات سقوط شدید تر و افراطی تر حاکمیتی بنام جمهوری اسلامی را رقم زد.به موضع گیری ها فردای 25 بهمن از ناطق نوری گرفته تا هاشمی و ملیجکان مجلس و فرماندهان سپاه نظری بیافکنید.گویی ولوله ای بر پاشده و حاکمیت چنان در معرض سقوط قرار گرفته که همه و همه با تمام توان به صحنه آمدند تا بکوشند و این ضعف و رفتار نابجای حاکمیت در قبال معترضین را لاپوشانی کنند.اما پس از 25 بهمن و حوادث رخ داده اول اسفند حاکمیت به خوبی آگاه شده که دامنه جنبش از تهران فراتر رفته و به شدت به شهرهای بزرگ رسوخ کرده است.میزان شدت درگیری در شیراز و کردستان و رشت و چند شهر دیگر نشانگر رشد افسارگسیخته اعتراضات پس از 25 بهمن است.اینک سقوط چنان در مقابل دیدگان سران حاکمیت نقش بسته که بی شک می توان این روزها را کابوس کودتاچیان نامید. کابوسی که می رود تا در آینده ای نه چندان دور بساط این ننگ تاریخی را یکبار برای همیشه برچیند.حضرات آگاه باشید که سقوط در چند قدمیتان است و پیوستن به ملت تنها راه نجات است.

۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

اکنون که وحشت در اردوگاه کودتا سایه افکنده نسیم سبزمان چون طوفانی بنیادشان را می لرزاند...اول اسفند روز حضور

وضعیت بسیار شکننده ای در کشور حاکم شده است.بحران در تمامی شئون حاکمیت نالایق رسوخ کرده و شواهد نشان می دهد که هیچ روزنه ای برای برون رفت از بحران در ارکان بالای حاکمیت نیز دیده نمی شود.در این وضعیت خاص و شکننده برماست که با تداوم اعتراضاتمان اینبار قدرتمندانه خواستمان را که همان نیاز یکصدساله مان است به کرسی بنشانیم .
در وضعیت بسیار ملتهب منطقه ای که تمامی نگاه ها به تحولات دوخته شده و با حماسه آفرینی 25 بهمن فرزندان ایران وضعیت اردوگاه کودتاچیان بسیار وخیم تر ازآنچه به نظر می آید گزارش می شود.بی شک چنان وحشت و ولوله ای در آن خیمه گاه به راه افتاده که شاید باورش و بیانش به زبان نیاید.اینک بر ماست که از این فرصت پیش آمده نهایت بهره را ببریم و از حقوق حقمان پاسداری کنیم.اینک بر ماست که این دو شهید جنبشمان را قدر بدانیم و در اول اسفند یادشان را جانانه نگه داریم.دورانی بسیار التهاب آوری را سپری می کنیم.بکوشیم که روزگار آزادی ایران نزدیک است.اول اسفند ایران خشم خود را به رخ جهان خواهد کشید.اول اسفند شعله های فروزان آتش سبزها چنان خرمن ناپاکی کودتاچیان را به آتش کشد که دودمانشان را اینبار بر باد دهد .25 بهمن نقطه عطف تاریخ ایران را رقم زدیم و در تداومش اول اسفند پیگیر مطالبات و خونهای به ناحق ریخته و پیکرهای ربوده شده خواهیم بود .
وعده دیدار اول اسفند ساعت 15 میادین اصلی تهران و شهرستانها

۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

تهدید کنید ... تکذیب کنید... تمسخر کنید ... اما یادتان نرود که در بیستمین ماه اعتراضمان همچنان از نام سبزمان بر خود می لرزید

حکایتی بسیار جالب است ... 20 ماهه از آغاز اعتراضات ایرانیان می گذرد ...20 ماهه تلاش مستمر و حضور متنوع .در طول این مدت اعتراضات حضور مردم گاهی حماسی و پر شور و پرتعداد رقم خورده و گاهی بدلیل سرکوب گسترده و سنگین دولت کودتا کمرنگ گشته اما هیچگاه از انگیزه حضور اولیه کاسته نشده است.در طول این مدت نیروهای کودتایی همواره بر طبل پایان جنبش سبز کوبیدند و در هر سخنرانی خاطر نشان کردند که دیگر خبری از سبزها نخواهد شد .بارها مصاحبه کردند و گفتند که سبزها به دلیل ریزش شدید توان حضور خیابانی را به کلی از دست داده اند .بارها اعلام کردند که دیگر از جنبش سبز جز نام چیزی باقی نمانده و این تصور را با تمام توان در دستگاه های کودتایی و تبلیغی خود به انحاء مختلف پوشش دادند .همه ماهیت وجودیشان شده بود این نکته که از جنبش سبز چیزی باقی نمانده است.اما در بیستمین ماه این اعتراضات دنباله دار شاهد وحشت عجیب و دامنه داری از سوی کودتاچیان هستیم .در بیستمین ماه این اعتراضات فراخوان حضوری صادر گشت و استقبال بی نظیری از آن در محیط مجازی شکل گرفت و اکنون در حال ریشه دواندن در محیط های واقعی است تا این حضور را مبدل به نقطه عطفی در طول این مبارزات نماید .اما نکته جالب موضع گیری تکراری حضرات کودتاچی است .گویی اینان یک نوار ضبط شده با خود دارند و در هر مناسبتی آن را تکرار می کنند .این بار نیز نوچه ولایت، محسنی اژه ای طلایه دار و آغاز گر این روند گشته و باز هم طبق 20 ماهه پیش بر غیر واقعی بودن و خیالی تصور کردن سبزها تکیه کرده است.گرچه سخن اژه ای برای سبزها تنها جنبه گسترش تبلیغات را داراست اما خود نشانگر عمق وحشتشان است .وحشتی که از یک سو می کوشند آن را نمایان نسازند و از سویی دیگر تن به موضع گیری هایی می دهند که آن را علنی می سازد.جناب اژه ای 25 راه پیمایی 25 بهمن جدایی از صف مردم نیست، 25 بهمن روز پیوند و اتحاد ملت ایران است.

۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

از دوشنبه 25 خرداد تا دوشنبه 25 بهمن... سبز شدن را باور کردیم

به یاد دارید روز دوشنبه را می گویم.25 خرداد ماه 1388 مصادف با دوشنبه بود ... 25 خردادی که سیل خروشان ملتی در خیابانها جاری گشت تا یکصدا با سکوت خویش خواسته های یکصد ساله اش را فریاد زند.25 خرداد روزی بزرگ در تاریخ ایران زمین گشت .اما اکنون به دوشنبه ای دیگر نزدیک می شویم .دوشنبه ای که باز 25 ام است.آری اینبار 25 بهمن ... دوشنبه 25 بهمن باز هم به خیابان خواهیم آمد و با حضورمان و فریادمان نیازمان را بازگو خواهیم کرد .با این تفاوت که اینبار تجربه عظیم گذشته را نیز همراه داریم .اینبار می دانیم که چه می خواهیم .شاید در رفتارمان نیاوریم .شاید به دلیل مسائلی قادر به بیانش نباشیم اما همگان نیک می دانند که چه باید بکنند و چه خواهند کرد.25 بهمن تداوم خواست و نیاز ایرانیان است.نیازی که در درازای تاریخ شکل گرفته و در طول این صد واندی سال هر بار به گونه ای از مسیرش منحرف گشته است.در حرکتمان به سوی آزادی هیچگاه زیاد نخواهیم برد سختیها و دردهای سال 88 را ....هیچگاه ندایمان را که پر پر کردند فراموش نخواهیم کرد... هیچگاه گلوله ای که قلب سهرابمان را شکافت زیاد نخواهیم برد... هیچگاه تن سوخته ترانه را انکار نخواهیم کرد ... هیچگاه جنایات کهریزک و کوی دانشگاه را نادیده نخواهیم انگاشت و هیچگاه درد و رنج مادران داغدارمان را فراموش نخواهیم کرد ...وهزاران امری که در طول این مبارزه تجربه نمودیم .
25 بهمن تبلور اراده ی ملتی است که از دوشنبه 25 خرداد حماسه ساز شد تا اینبار در دوشنبه 25 بهمن ادامه دهنده اش باشد... اراده ای که می رود جهانی را تغییر دهد .

۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

از میدان آزادی تهران به میدان تحریر قاهره ... 25 بهمن جهان نظاره گر ایران خواهد شد.

25 بهمن دوربین هایتان را به سوی ایران بچرخانید... 25 بهمن گوشها و چشمهایتان را معطوف ایران کنید.25 بمهن ملت ایران پیامی از میدان آزادی تهران

به میدان تحریر قاهره خواهد فرستاد.پیامی آکنده از همدردی و همراهی.پیامی که فریاد می زند دوران ظلم و دیکتاتوری رو به افول است.پیامی که ایرانیان بعنوان طلایه داران جنبش اینترنتی سبز خود، در سال 88 بودند و انقلابی در بهره بردن از ابزارهای اینترنتی شکل دادند به جهانیان مخابره خواهند کرد.گرچه ما رسانه ای همچون الجزیره نخواهیم داشت تا پخش مستقیم رخدادها را برای جهانیان مخابره نماید اما هزاران شهروند خبرنگار داریم که ابتکار و خلاقیتشان بحت و حیرت جهانی را در بر داشته است.25 بهمن هزاران شهروند خبرنگار در سطح شهر رفتار کودتاچیان را انعکاس خواهند داد...رفتاری که بسیاری از تظاهر کردن ها را باطل خواهد نمود.25 بهمن قدرت ملتی به نمایش در خواهد آمد تا نشان دهد که حضور و پیوند چه مفهومی دارد و در صورت برخورد بی شک باز نشان خواهد داد که تعرض چه پاسخی در بر خواهد داشت.25 بهمن زنان ایرانی یکبار دیگر با رساترین فریاد حاضر خواهند شد همان گونه که در طول این 20 ماه مبارزه مداوم حاضر بودند...شیر زنانی که شجاعت و دلیریشان در تحولات سال بزرگ 88 همه نگاه ها را خیره کرده بود آماده می شوند تا در 25 بهمن 89 حضوری دگر را معنا بخشند... 25 بهمن روز ماست ..روز ایران ماست ...

۱۳۸۹ بهمن ۱۷, یکشنبه

آقایان موسوی و کروبی شما را به غیرت و شرفتان سوگند که این راهپیمایی را لغو نکنید

25 بهمن می تواند روزی باشد که تاریخ ایران را دگرگون نماید .25 بهمن 89 نمایی از 25 خرداد 88 می تواند باشد با ماندن و حضور ما در خیابان ... فرصتی به غایت مهم و لحظه ای پر اهمیت پیش رویمان است.
25 بهمن را با تمام وجود باید درک کرد... باید کوشید .باید بود و باید حس کرد و ماند تا به خواست مطلوب رسید.25 بهمن به یاد و نام شهدایمان حاضر خواهیم شد .
جناب موسوی و کروبی عزیز شما بیشتر و بهتر از هر کسی از درد و رنج وارده بر ملت آگاهید ... از فشار کمر شکن و نابسامانی دهشتناک به نیکی آگاهید.شما را به خون شهدایمان سوگند که این فراخوان را لغو نکنید ... شما را به رنج اسیران در بندمان سوگند که همراه باشید همان گونه که در این 20 ماه همراه بودید ... آقایان فروپاشی و از هم پاشیدگی وسیع جامعه را می نگرید و به شرفتان سوگند می دهم که همراهمان باشید تا در کنار یکدیگر یکبار دیگر عظمت وجودی ملت را در خیابان به رخ جهانیان بکشانیم.راه سرافرازی ملت از 25 بهمن خواهد گذشت ...همراهمان باشید

۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

احمدی نژاد یکه تازی می کند تا مطلقه بودن قدرتش را به رخ بکشد... در پی استیضاح وزیر، وزارت راه منحل می شود

رییس دولت کودتا امروز در اقدامی بسیار عجیب اعلام نمود که قصد داشته وزارت راه را منحل و در وزارتخانه ای دیگر ادغام نماید.سخنی که شاید بسیاری از کسانی که در پس کوچه های سیاست هم طی طریق کرده باشند بر آن خرده می گیرند که مگر می شود وزارتخانه ای عظیم همچون راه را در وزارتخانه ای دیگر ادغام نمود.
رییس دولت کودتا با بیان این مطلب دو مقصود را پی می گیرد .ابتدا اینکه با صدای رسا اعتراض خود را از استیضاح وزیر راهش بیان دارد و از سویی دیگر در مقابل این رفتار خلاف میل که مجلس مرتکب شده بایستد.استیضاح وزیر بی کفایتی همچون بهبهانی شاید از نادر رفتارهای عقلانی مجلس باشد و شاید تنها آمار کشته های سقوط هواپیما های مسافری سندی محکم بر حقانیت این استیضاح می توانست باشد اما دولت کودتا که خود را برای تحولات بزرگی در سال 90 آماده می کند با تمام توان در پی یکدست کردن مجموعه خود و حذف کوچکترین انتقاد و اعتراضیست .از این رو جنگ با مجلس را پیش از رخدادهای بزرگ سال 90 در وضعیت کنونی به صلاح خویش دیده و با تمام توان در مقابلش ایستاده است.اگر چه این سخن منفور ملت با هیچ عقل و استدلالی عملی نیست اما می تواند مجلس غیر ملی را سرجایش بنشاند و شاید بتوان این احتمال را داد که در پس این نزاع ها تنها جریانی است که می خواهد قدرت خویش را نمایان سازد و ادغام وزارتخانه را بیشتر طنزی باید تصور نمود.طنزی که در آن هم بیان حمایتی نموده از وزیر بی کفایتش و هم تهدیدی اعلام گشته برای منکوب مجلسیان.تمام این رفتار را باید در یک نکته دید و آن رشد افسار گسیخته دیکتاتوری و نزاع های حاصله از این رشد... در آینده باید منتظر تشدید این نزاع ها بود

۱۳۸۹ بهمن ۱۵, جمعه

تنش ها علنی تر و شکاف ها عمیق تر می شود... هاشمی و حسن خمینی و ناطق نوری در نماز جمعه حاضر نشدند.

در طول این سی سال هر گاه رهبر جمهوری اسلامی خطیب نماز جمعه می گشت تمامی مسوولین با هر درجه و پست و مقامی در نماز جمعه شرکت می نمودند .امروز در نماز جمعه 15 بهمن خامنه ای در حالی حاضر شد که از چند روز پیش طبق معمول دفعات پیشین نیروهای خود جوش مردمی که تعریفشان برای ملت محرز گشته به مراسم آورده شده بودند .این مراسم که در دهه فجرشان برگزار می گشت دارای اهمیتی بیشتر بود و به مناسبت وضعیت خاص داخلی و شرایط ملتهب منطقه ای به مراتب بر اهمیت این خطبه ها افزوده شده بود .
اما عدم حضور برخی چهره های مطرح جمهوری اسلامی از قبیل هاشمی رفسنجانی ،سید حسن خمینی ،ناطق نوری خبر از میزان اختلاف فزاینده ای در درون نظام می دهد.خامنه ای  در نماز امروز کوچکترین اشاره ای به رخدادهای داخلی اعم از برکناری وزیر راه نزاع های تند دولت و مجلس ،نامه احمدی نزاد که طی آن روسای قوا و مجمع تشخیص مصلحت را به شدت مورد حمله قرار داده بود ننمود و باز هم به مانند دفعات پیشین به حمایت از رفتارهای دولت پرداخت .وی در بیشتر زمان خطبه های خود به رخدادهای منطقه پرداخت و تلاشی مضاعف به خرج داد تا بگوید که ایران و انقلاب اسلامیش عامل این تغییرات منطقه ای هستند و در پایان نیز با پیامی به زبان عربی نقش رهبری خاور میانه ای برای خود قائل گشت.
اما ایشان فراموش کرد که ظاهرا نقش رهبریش در داخل به شدت زیر سوال رفته و دگر آن وضعیت پیشین را ندارند.حتی در نماز جمعه ی پر خشونت 29 خرداد 88 که اختلافات عظیمی وجود داشت باز هم جمع اعضا نظام جمع بود .اکنون وضعیت به چنان وخامتی گراییده که اینچنین علنی مرزها جدا می شود .هاشمی چند روز پیشتر از اصرار بر مواضعش سخن گفت و رسما نزاع درونی را وجهه ای برونی بخشید.از سویی دیگر تا چند هفته دیگر مدت ریاست مجلس خبرگان نیز به اتمام می رسد و جنگی دگر در راه است.
سخنان امروز خامنه ای نشان داد که جمهوری اسلامی هر روز بیشتر به ورطه سقوط نزدیک تر می شود و در تلاشی ابلهانه کوشید تا موضوع را از رخدادهای داخلی به جریانات منطقه ای برساند.خامنه ای امروز در نماز جمعه وزرن خویش را به شدت کاهش داد،وزنی که شاید خود هنوز بدان باور نیافته است.

۱۳۸۹ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

سال 90 سالی که ما خواهیم تونست... به جای تونس تونست ما نتونستیم.

مگر انقلاب 57 را زیاد برده ایم ... یادمان رفت که همان برنامه تونس را یکبار ما تجربه کرده بودیم. یادمان رفت مجسمه های دیکتاتور حاکم بر کشور را به پایین می کشیدیم و فریادهای اعتراضی مان کشور را در بر گرفته بود .یادمان رفت که ارتش ملی مان در 57 به جای گلوله گل به ملتش اهدا نمود ... شعار برادر ارتشی چرا برادر کشی و تاثیر آن در 57 را زیاد برده ایم ؟
هنوز با گذشت بیش از 30 سال تک تک آن رفتارها در اذهانمان باقی مانده و این ابقاء تاریخی نه به واسطه حضور که به کمک تاریخ برای تک تک فرزندان انقلاب آموزه ای گرانقدر گشته است.این روزها مطالبی فراوان پیرامون تحولات کشورهای منطقه را می نگریم و بر آن تامل می نماییم اما سخن مشترک بسیاری جمله "تونس تونست ما نتونستیم"گشته است.
جمله ای که شاید به کل ایراد داشته باشد .براستی مگر ما 30 سال پیش بهتر از تونس نتونستیم.مگر ما فریاد نزدیم .دیکتاتور حاکم بر کشورمان را متواری نکردیم.رهبر مورد علاقه اکثریت مان (گرچه به غلط)را به قدرت نرساندیم.مگر ما کشته ندادیم و مگر ارتش ما به خیابان نیامد .مگر چقدر طول کشید که شعله های آتشین انقلاب تمام کشور را فرا گرفت.پس ما پیشتر از تونس تونستیم.اما چه سود؟؟
اکنون با گذشت 30 سال همگان بر این باور رسیده اند که ای کاش آن زمان نتونسته بودیم .ای کاش قدرت و توان انقلابی مان به هر شکل و شمایلی بود قادر به برون راندن دیکتاتور نمی شد و یا بهتر است بگوییم سرعت این دگرگونی تا این حد بالا نمی بود تا مردم می توانستند عمیقتر تحولات و دگرگونیها را درک کنند.
اما امروز ملت ما طلایه دار حرکتی است عظیم که پس لرزه هایش جهانی را به خود مشغول کرده است.عمیقا باور دارم که جنبش سبز ملت ایران چنان در حال ریشه دوانیدن در اعماق وجودی فرد فرد ماست که ثمره آن اگر به بیراه نرود ایران را در مسیر رشد و پیشرفت و تحقق نیازی یکصدساله سوق خواهد داد.
تحولات سال پیش قرقیزستان که بسرعت مراحل تغییر را طی می کرد را در خاطر دارید. آن زمان بسیاری بر طبل خمودگی و یاس جنبش می کوفتند و از آن رخداد آموزه طلبی می نمودند .گرچه آموزه طلبی از چنین رخدادی امری است پسندیده اما تعمیم آن بر رفتار و کنش فعالان سبز درون کشور امری است به شدت غلط.امروز نیز تحولات و دگرگونیهای عمیقی که در کشورهای منطقه یکی پس از دیگری در حال رخ دادن است نیازمند تحلیل و بررسی موشکافانه است و آموزه گیری از آن رفتارها برای هر فردی دارای اهمیت است اما این نکته که این تغییرات را از موضع برتر در قبال رفتار عظمت طلبانه ملت ایران در طول این 20 ماهه قرار دهیم و بر طبل بی تحرکی و مرگ جنبش بکوبیم رفتاری است نا بجا.
مگر تونس و سایر کشورهای دگرگون شده اخیر در چه مسیری قرار گرفته اند که ما به سادگی متوجه شدیم که آنها توانسته اند.از کجا مشخص شد که آینده این کشورها در جهت منافع ملی شان رقم می خورد که این چنین عجولانه خود را سرکوب می کنیم.آیا صرفا ایجاد فضای انقلابی نیاز یک کشور تلقی می شود و طنین فریادهای اعتراضی همه نیاز ماست؟
روی سخنم با همه عزیزانی است که از ضعف جنبش سبز سخن بر زبان می رانند ...این جنبش و تحرک عظیم ملت را که ثمره سالیان طولانی از تلاشها و کوششهای آزادیخواهان و وطن دوستان این مرزوبوم بوده را پاسدار باشیم .بکوشیم تا این جنبش به مسیری که بدخواهان آن بدنبالش هستند نیفتد .مسیری که در آن جز یادگار 57 چیزی نخواهیم یافت.
عزیزان ثمره جنبش در سال 90 نمود عینی خواهد یافت .با تعمیق نارضایتی عمومی و افزایش اختلاف و شکاف عوامل کودتا ضربه نهایی را بزودی خواهیم نواخت ...سال 90 سال پیروزی ماست.

Newer Posts Older Posts