۱۳۸۹ بهمن ۱۷, یکشنبه

آقایان موسوی و کروبی شما را به غیرت و شرفتان سوگند که این راهپیمایی را لغو نکنید

25 بهمن می تواند روزی باشد که تاریخ ایران را دگرگون نماید .25 بهمن 89 نمایی از 25 خرداد 88 می تواند باشد با ماندن و حضور ما در خیابان ... فرصتی به غایت مهم و لحظه ای پر اهمیت پیش رویمان است.
25 بهمن را با تمام وجود باید درک کرد... باید کوشید .باید بود و باید حس کرد و ماند تا به خواست مطلوب رسید.25 بهمن به یاد و نام شهدایمان حاضر خواهیم شد .
جناب موسوی و کروبی عزیز شما بیشتر و بهتر از هر کسی از درد و رنج وارده بر ملت آگاهید ... از فشار کمر شکن و نابسامانی دهشتناک به نیکی آگاهید.شما را به خون شهدایمان سوگند که این فراخوان را لغو نکنید ... شما را به رنج اسیران در بندمان سوگند که همراه باشید همان گونه که در این 20 ماه همراه بودید ... آقایان فروپاشی و از هم پاشیدگی وسیع جامعه را می نگرید و به شرفتان سوگند می دهم که همراهمان باشید تا در کنار یکدیگر یکبار دیگر عظمت وجودی ملت را در خیابان به رخ جهانیان بکشانیم.راه سرافرازی ملت از 25 بهمن خواهد گذشت ...همراهمان باشید

۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

احمدی نژاد یکه تازی می کند تا مطلقه بودن قدرتش را به رخ بکشد... در پی استیضاح وزیر، وزارت راه منحل می شود

رییس دولت کودتا امروز در اقدامی بسیار عجیب اعلام نمود که قصد داشته وزارت راه را منحل و در وزارتخانه ای دیگر ادغام نماید.سخنی که شاید بسیاری از کسانی که در پس کوچه های سیاست هم طی طریق کرده باشند بر آن خرده می گیرند که مگر می شود وزارتخانه ای عظیم همچون راه را در وزارتخانه ای دیگر ادغام نمود.
رییس دولت کودتا با بیان این مطلب دو مقصود را پی می گیرد .ابتدا اینکه با صدای رسا اعتراض خود را از استیضاح وزیر راهش بیان دارد و از سویی دیگر در مقابل این رفتار خلاف میل که مجلس مرتکب شده بایستد.استیضاح وزیر بی کفایتی همچون بهبهانی شاید از نادر رفتارهای عقلانی مجلس باشد و شاید تنها آمار کشته های سقوط هواپیما های مسافری سندی محکم بر حقانیت این استیضاح می توانست باشد اما دولت کودتا که خود را برای تحولات بزرگی در سال 90 آماده می کند با تمام توان در پی یکدست کردن مجموعه خود و حذف کوچکترین انتقاد و اعتراضیست .از این رو جنگ با مجلس را پیش از رخدادهای بزرگ سال 90 در وضعیت کنونی به صلاح خویش دیده و با تمام توان در مقابلش ایستاده است.اگر چه این سخن منفور ملت با هیچ عقل و استدلالی عملی نیست اما می تواند مجلس غیر ملی را سرجایش بنشاند و شاید بتوان این احتمال را داد که در پس این نزاع ها تنها جریانی است که می خواهد قدرت خویش را نمایان سازد و ادغام وزارتخانه را بیشتر طنزی باید تصور نمود.طنزی که در آن هم بیان حمایتی نموده از وزیر بی کفایتش و هم تهدیدی اعلام گشته برای منکوب مجلسیان.تمام این رفتار را باید در یک نکته دید و آن رشد افسار گسیخته دیکتاتوری و نزاع های حاصله از این رشد... در آینده باید منتظر تشدید این نزاع ها بود

۱۳۸۹ بهمن ۱۵, جمعه

تنش ها علنی تر و شکاف ها عمیق تر می شود... هاشمی و حسن خمینی و ناطق نوری در نماز جمعه حاضر نشدند.

در طول این سی سال هر گاه رهبر جمهوری اسلامی خطیب نماز جمعه می گشت تمامی مسوولین با هر درجه و پست و مقامی در نماز جمعه شرکت می نمودند .امروز در نماز جمعه 15 بهمن خامنه ای در حالی حاضر شد که از چند روز پیش طبق معمول دفعات پیشین نیروهای خود جوش مردمی که تعریفشان برای ملت محرز گشته به مراسم آورده شده بودند .این مراسم که در دهه فجرشان برگزار می گشت دارای اهمیتی بیشتر بود و به مناسبت وضعیت خاص داخلی و شرایط ملتهب منطقه ای به مراتب بر اهمیت این خطبه ها افزوده شده بود .
اما عدم حضور برخی چهره های مطرح جمهوری اسلامی از قبیل هاشمی رفسنجانی ،سید حسن خمینی ،ناطق نوری خبر از میزان اختلاف فزاینده ای در درون نظام می دهد.خامنه ای  در نماز امروز کوچکترین اشاره ای به رخدادهای داخلی اعم از برکناری وزیر راه نزاع های تند دولت و مجلس ،نامه احمدی نزاد که طی آن روسای قوا و مجمع تشخیص مصلحت را به شدت مورد حمله قرار داده بود ننمود و باز هم به مانند دفعات پیشین به حمایت از رفتارهای دولت پرداخت .وی در بیشتر زمان خطبه های خود به رخدادهای منطقه پرداخت و تلاشی مضاعف به خرج داد تا بگوید که ایران و انقلاب اسلامیش عامل این تغییرات منطقه ای هستند و در پایان نیز با پیامی به زبان عربی نقش رهبری خاور میانه ای برای خود قائل گشت.
اما ایشان فراموش کرد که ظاهرا نقش رهبریش در داخل به شدت زیر سوال رفته و دگر آن وضعیت پیشین را ندارند.حتی در نماز جمعه ی پر خشونت 29 خرداد 88 که اختلافات عظیمی وجود داشت باز هم جمع اعضا نظام جمع بود .اکنون وضعیت به چنان وخامتی گراییده که اینچنین علنی مرزها جدا می شود .هاشمی چند روز پیشتر از اصرار بر مواضعش سخن گفت و رسما نزاع درونی را وجهه ای برونی بخشید.از سویی دیگر تا چند هفته دیگر مدت ریاست مجلس خبرگان نیز به اتمام می رسد و جنگی دگر در راه است.
سخنان امروز خامنه ای نشان داد که جمهوری اسلامی هر روز بیشتر به ورطه سقوط نزدیک تر می شود و در تلاشی ابلهانه کوشید تا موضوع را از رخدادهای داخلی به جریانات منطقه ای برساند.خامنه ای امروز در نماز جمعه وزرن خویش را به شدت کاهش داد،وزنی که شاید خود هنوز بدان باور نیافته است.

۱۳۸۹ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

سال 90 سالی که ما خواهیم تونست... به جای تونس تونست ما نتونستیم.

مگر انقلاب 57 را زیاد برده ایم ... یادمان رفت که همان برنامه تونس را یکبار ما تجربه کرده بودیم. یادمان رفت مجسمه های دیکتاتور حاکم بر کشور را به پایین می کشیدیم و فریادهای اعتراضی مان کشور را در بر گرفته بود .یادمان رفت که ارتش ملی مان در 57 به جای گلوله گل به ملتش اهدا نمود ... شعار برادر ارتشی چرا برادر کشی و تاثیر آن در 57 را زیاد برده ایم ؟
هنوز با گذشت بیش از 30 سال تک تک آن رفتارها در اذهانمان باقی مانده و این ابقاء تاریخی نه به واسطه حضور که به کمک تاریخ برای تک تک فرزندان انقلاب آموزه ای گرانقدر گشته است.این روزها مطالبی فراوان پیرامون تحولات کشورهای منطقه را می نگریم و بر آن تامل می نماییم اما سخن مشترک بسیاری جمله "تونس تونست ما نتونستیم"گشته است.
جمله ای که شاید به کل ایراد داشته باشد .براستی مگر ما 30 سال پیش بهتر از تونس نتونستیم.مگر ما فریاد نزدیم .دیکتاتور حاکم بر کشورمان را متواری نکردیم.رهبر مورد علاقه اکثریت مان (گرچه به غلط)را به قدرت نرساندیم.مگر ما کشته ندادیم و مگر ارتش ما به خیابان نیامد .مگر چقدر طول کشید که شعله های آتشین انقلاب تمام کشور را فرا گرفت.پس ما پیشتر از تونس تونستیم.اما چه سود؟؟
اکنون با گذشت 30 سال همگان بر این باور رسیده اند که ای کاش آن زمان نتونسته بودیم .ای کاش قدرت و توان انقلابی مان به هر شکل و شمایلی بود قادر به برون راندن دیکتاتور نمی شد و یا بهتر است بگوییم سرعت این دگرگونی تا این حد بالا نمی بود تا مردم می توانستند عمیقتر تحولات و دگرگونیها را درک کنند.
اما امروز ملت ما طلایه دار حرکتی است عظیم که پس لرزه هایش جهانی را به خود مشغول کرده است.عمیقا باور دارم که جنبش سبز ملت ایران چنان در حال ریشه دوانیدن در اعماق وجودی فرد فرد ماست که ثمره آن اگر به بیراه نرود ایران را در مسیر رشد و پیشرفت و تحقق نیازی یکصدساله سوق خواهد داد.
تحولات سال پیش قرقیزستان که بسرعت مراحل تغییر را طی می کرد را در خاطر دارید. آن زمان بسیاری بر طبل خمودگی و یاس جنبش می کوفتند و از آن رخداد آموزه طلبی می نمودند .گرچه آموزه طلبی از چنین رخدادی امری است پسندیده اما تعمیم آن بر رفتار و کنش فعالان سبز درون کشور امری است به شدت غلط.امروز نیز تحولات و دگرگونیهای عمیقی که در کشورهای منطقه یکی پس از دیگری در حال رخ دادن است نیازمند تحلیل و بررسی موشکافانه است و آموزه گیری از آن رفتارها برای هر فردی دارای اهمیت است اما این نکته که این تغییرات را از موضع برتر در قبال رفتار عظمت طلبانه ملت ایران در طول این 20 ماهه قرار دهیم و بر طبل بی تحرکی و مرگ جنبش بکوبیم رفتاری است نا بجا.
مگر تونس و سایر کشورهای دگرگون شده اخیر در چه مسیری قرار گرفته اند که ما به سادگی متوجه شدیم که آنها توانسته اند.از کجا مشخص شد که آینده این کشورها در جهت منافع ملی شان رقم می خورد که این چنین عجولانه خود را سرکوب می کنیم.آیا صرفا ایجاد فضای انقلابی نیاز یک کشور تلقی می شود و طنین فریادهای اعتراضی همه نیاز ماست؟
روی سخنم با همه عزیزانی است که از ضعف جنبش سبز سخن بر زبان می رانند ...این جنبش و تحرک عظیم ملت را که ثمره سالیان طولانی از تلاشها و کوششهای آزادیخواهان و وطن دوستان این مرزوبوم بوده را پاسدار باشیم .بکوشیم تا این جنبش به مسیری که بدخواهان آن بدنبالش هستند نیفتد .مسیری که در آن جز یادگار 57 چیزی نخواهیم یافت.
عزیزان ثمره جنبش در سال 90 نمود عینی خواهد یافت .با تعمیق نارضایتی عمومی و افزایش اختلاف و شکاف عوامل کودتا ضربه نهایی را بزودی خواهیم نواخت ...سال 90 سال پیروزی ماست.

۱۳۸۹ آذر ۲۵, پنجشنبه

قدرت سبزها یکبار دیگر وحشت را در وجود کودتاچیان عریان ساخت

امروز عاشورای 89 بود ... روزی که با تبلیغات مختصر و چند روزه و تنها در محیط مجازی قرار حضور گذاشته شد.نه موسوی فراخوانی داد و نه کروبی دعوتی رسمی کرد... هیچ ارگان و نهادی نیز دعوت به حضور ننمود ... اما وحشت بی سابقه کودتاچیان از قدرت جنبش امروز نمودی بی نظیر داشت.از امام حسین تا آزادی قدم به قدم  انبوه نیروهای سرکوبگر را به عریان ترین شکل با سلاح های گرم  به وضوح می شد نگریست.این آرایش سنگین نیروها بی شک آدمی را به یاد روزهای اوج تظاهرات خیابانی می انداخت.آرایشی که به جرات شاید بتوان گفت کمتر کسی در تهران از آن بی خبر ماند.
اما به راستی امروز روز بزرگی بود .روزی که ما با کمترین تبلیغات  این خیل عظیم نیروها را به خیابان کشاندیم و بر دهان یاوه سرایانی که دم از پایان جنبش می زدند کوفتیم.آن مهمل بافانی که بر طبل رسواییشان می کوبیدند که آری جنبش سبز به تاریخ پیوست کجایند تا بنگرند که این حضور و این آرایش سنگین تنها از ترس همان جنبش سبز است و بس.
این آتش را خیال خاموشی نیست پس چه بهتر که کنار بایستید تا شعله های فروزانش دامانتان را نسوزاند.آن کسانی که از افول و کاهش قدرت جنبش دم می زدند درهای پستویشان را محکم ببندند که براستی امروز نمودی زیبا و عظمت طلب از قدرت جنبش سبز ملت بود .
فضای عاشورای 89 نشان داد که در ماهها ی آتی سخن پایانی و تمام کننده را بی شک جنبش سبز خواهد زد و طومار دولت کودتا را در هم خواهد پیچید...امروز را نباید زیاد برد ...

۱۳۸۹ آذر ۲۴, چهارشنبه

عاشورا همه خواهند آمد...مبادا ما نباشیم

عاشورا همه هستند...ندا با چشمان بازش در گوشه ای از خیابان آزادی و شاید روی پل عابر پیاده ای به نظاره نشسته است .سهراب نیز خواهد آمد .با شالی سبز بر دوش انداخته خواهد آمد تا از تداوم راهی سخن بگوید که پیشتر برایش به میدان رفته بود ... همه خواهند آمد ...از نوجوانی که در بهشت زهرایشان به خاک و خون کشیدند تا عزیزی که با خودروی ماموریتشان از رویش گذشتند... از دانشجویانی که در آن شب دهشتناک غریبانه زیر تیغ حرامیان تاریخ این مرز و بوم سلاخی شدند و صدایشان به هیچ جا نرسید تا عزیزان گمنامی که نه نامشان را می دانیم و نه حالشان را همه خواهند آمد ... همه آنانی که در آن شب تاریخی 26 خرداد 88 در خیابان گاندی تکه و پاره شدند تا آن عزیزانی که در میدان آزادی از پایگاه بسیج مورد اصابت گلوله قرار گرفتند نیز خواهند آمد ...همه آنهایی که در کهریزک و دهها پایگاه و جایگاه مخفی و غیر مخفی دیگر تحت شکنجه های وحشیانه جان به جان آفرین تسلیم کردند و همه آن حماسه آفرینانی که در عاشورای 88 نامشان را جاودانه کردند حضور خواهند یافت... یادم رفت بگویم که فردا ترانه نیز می آید ...می آید تا ترانه ی ملتش باشد گرچه با تنی سوخته میآید...فردا مادر شهیدان و اسیران در بندمان در صحنه خواهند بود ...آنانی که جگر گوشه هایشان را در سال گذشته در این راه از دست دادند ...خلاصه فردا بسیاری خواهند آمد و بسیاری در صحنه خواهند بود ...مبادا ما صحنه را خالی کنیم...فردا روز حضور است

۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه

عاشورا آغازی است بر حضور دگر باره ... فرصتی که باید غنیمت شمردش

این روزها فضای دلگیر و غمناکی بر کشور سایه افکنده ، فضایی که جز مرگ و نیستی ،جز فنا و تباهی ،جر دروغ و فساد و نیرنگ و ریا و دغل کاری چیزی نمی داند .فضایی که آمده تا با آمدنش تمام داشته ها و نداشته های ملتی را به یغما برد .نیازی به پنهان کاری نیست که در ایران امروز نفس کشیدن هم امری است به غایت مشکل و دردناک.
انتظار بابت بهبود اوضاع امری است خیالی و توهمی است از روی تاچاری و بی شک هرگز علاجی در آن یافت نخواهد شد.
اما عاشورا روزیست که زایش را بر باور تک تک مان نشاند .عاشورا قدرتمان و توانمان را عینیت بخشید و نشان داد که گر خواهی بی شک توانی .
امروز در آستانه این نقطه عطف تاریخی میهنمان هستیم و عاشورا را می توان آغازگر حرکتی نوین دانست . توان کشاندن نیروهای سرکوبگر و حضورشان در مسیر عاشورای 88 حداقل پیروزی و به رخ کشاندن قدرت ماست.عاشورا روزی است دگر و فرصتی است خاص.
این غبار بر تن نشسته را ز تن بپالاییم و نمایی دگر از خود نمایان سازیم .دور از ذهن و دور از توانمان نیست آفرینش حرکتی نوین.
حضور گسترده نیروهای سرکوبگر در مسیر سال پیش خود تزریق کننده روحیه ای به جنبش خواهد بود تا در روزهای آتی حرکتهای جدی تر را سامان دهیم .یکبار هم شده این حصار پوشالی و این غبار غمزده را از اطرافمان بدریم و پروانه ای شویم و از پیله برون آییم .زمان زمان پوست انداختن است و حضوری دگر باره.

۱۳۸۹ آبان ۲۸, جمعه

آیا مهندس فردا بر آتش زیر خاکستر خواهد دمید تا شعله هایش در ۱۶ آذر و عاشورا نمایان شود

امروز سایت کلمه خبر داد که مهندس موسوی فردا اطلاعیه ای به مناسبت روز دانشجو خطاب به دانشجویان منتشر خواهد کرد.از سویی دیگر فراخوان هایی برای تجمعات دانشجویی روز 16 آذر در حال انتشار است . روند چند ماهه اخیر و موضع گیری ویژه مهندس موسوی در ماههای سپری شده سال 89 نشان از تاکتیک خاصی است که با سکوت، نزاع را به میان اصولگرایان به ظاهر متحد کشانیده و در آستانه اجرای هدفمند کردن یارانه ها که بارها و بارها به دلایل خاصی به تعویق افتاده سردرگمی و آشفتگی را بصورت کاملا عریانی در میان کودتاچیان به نمایش گذاشته است.
آیا با این اطلاعیه این سکوت و این تاکتیک تغییر خواهد کرد؟ و همگام با اجرای احتمالی هدفمند کردن یارانه ها و نزدیکی روز دانشجو و عاشورای به انتظار نشسته آیا می توان این آتش زیر خاکستر را دمیدنی دگر انتظار داشت؟
از آنجائیکه وضعیت اقتصادی فروپاشیده دولت کودتا توان ادامه راه بدون بهره بردن از پولهای بادآورده ملت از طریق هدفمند کردن یارانه ها را ندارد و ظاهرا مجلسیان تطمیع شده نیز مهر تاییدی بر برنامه پنجساله خواهند زد و بر اختیارات دولت خواهند افزود باید انتظار داشت که دولت کودتا بیش از این نتواند اجرای این طرح را که همانا منبع درآمد هنگفت کودتاچیان خواهد بود به تعویق بیاندازد و شاید همگامی این رخ دادها با یکدیگر  لزوم هشیاری فزاینده سبزها را نیازمند باشد.
نزدیکی 16 آذر و عاشورا دو مناسبتی که با برنامه ریزی صحیح و بدلیل وجود پتانسیل فراوان می توانند زمینه ساز حضوری دگر باره گردند .حضوری که اینبار شاید تداخلی نیز با اعتراضات اقتصادی ناشی از هدفمند کردن بیابد و هدایت صحیح این مجموعه چه بسا ملت را به سوی نیازی یکصد ساله سوق دهد ...باید ماند و دید مهندس فردا چه خواهد کرد...

علم الهدی بدان که امیر کبیر نامی است به وسعت تاریخ ایران

علم الهدی ،این موجود ناشناخته که نسبتش به آدمی توهین به آدمی است چندی پیش زبان در دهان چرخاند و نظری از دهان نامبارکش برون داد.از بزرگ مردی سخن گفت که شاید بزرگیش در تاریخ کشور کم نظیر باشد.از امیری سخن بر زبان راند که تاثیر رفتار و کردار کوتاه مدتش سالیان متمادی بر تاریخ این مرزوبروم تاثیر گذاشت .این موجود که نقش خطیب جمعه را در مشهد ایفا می کند اظهار داشت که:
"
همين موضوع باعث شد اميركبير در زمان تاسيس دارالفنون تدريس و آموزش‌هاي ديني را منع كند و به عنوان يك اصل قرار دهد زيرا بر اين باور بود كه آموزش‌هاي ديني باعث رشد نكردن فناوري مي‌شود. بر همين اساس اميركبير دو نفر ضد خدا و مخالف دين را در راس دارالفنون قرار داد تا از نفوذ دين در آن‌جا جلوگيري کند و به همين دليل سكولارسازي در جامعه سياسي و فرهنگي نفوذ كرد."
شاید نیازی نباشد که از کرده ها و تلاشها و دستاوردهای بزرگ این امیر بزرگ ایرانی در این چند سطر یادی کنم اما نیاز است که به این خشکه مغزان بگویم که تاریخ ایران آمیخته شده با نام بزرگانی چون امیر کبیر.چندان نیازی نمی بینم که پیرامون سخنان این خرافه پرست توضیح یدهم اما به نظرم لازم است در مورد مواضعی که پیرامون این اظهار نظر بیان گشته سخنانی گفته شود .نام امیر کبیر طلایه دار پیشرفت و عظمت ایران است و در این میان نگاه  امیر بی شک نگاهی فرا مذهبی به مسائل بوده است.امیر از ریشه های عمیق روحانیت در میان مردم به نیکی آگاه بود و عمیقا می دانست که این روحانیت فاسد با تمام توان در مقابل پیشرفت و تعالی کشور سدی بپا خواهد کرد .پس شاید بتوان از تقابلی که امیر درحدود دو قرن پیش با رشد خرافه داشت وی را طلایه دار حرکتی از این دست دانست .
اما در این میان برخی بر رفتار امیر با بابیان خرده می گیرند و آن را عملی ناپسند جلوه می دهند .این امر نیز خود تحریفی بزرگ است.همان گونه که پیشتر اشاره کردم امیر نگاهی مذهبی به رخدادها نداشت و چه بسا بر این باور بود که چنانجه مذهبی بتواند در مقابل روحانیت فاسد آن دوران بایستد از آن نیز حمایت می کرد اما برخورد و موضع گیری امیر زمانی شکل گرفت که سه تن از پیروان باب علم مبارزه برافراشتند. ملا حسین بشرویه ای که نخست شیخی بود که باب الباب لقب داشت دیگر ملا محمد علی بارفروشی معروف به قدوس و سومی ملا محمد علی زنجانی ملقب به حجت بود.
در چنین اوضاعی دیگر بحث مذهب و شریعت نبود بلکه یک مبارزه سیاسی با نام مذهب در حال شکل گیری بود که امیر با درایت و جسارت بی بدیلش پاسخی قاطع به این رفتار داد.
یادش گرامی و نامش همچون لقبش بزرگ و جاودان باد

۱۳۸۹ آبان ۲۰, پنجشنبه

خانم اوتادی ندا برای ملتش نقش بر زمین شد شما برای چه نقش بر زمین می شوید؟

ندای ملت در ۳۰ خرداد نقش بر سنگفرش های خیابان بست تا فریادی یکصدساله را این بار از گلوی دخترکی جوان به گوش جهانیان برساند .ندای ملتمان چهره ش گرمای آفتاب سوزان خرداد را تجربه کرد تا با فریادی رسا بگوید که برای ملتی به صحنه آمد و جان شیرینش را تقدیم نمود که بدان باور داشت.آری این ندای ایرانیان بود که نقش بر زمین بست تا تک تک ما یادمان نرود که از برای آزادی دست خود را زجان شستنی باید.
اما حکایت حکایتی دگر است.حکایتی که شاید بیانش دردناک و باورش سخت باشد که فردی هنرمند رفتاری از خود به نمایش بگذارد که ضرر آن تنها بر خود وی رسد .
خانم اوتادی ایفای نقش شما در این فیلم به هیچ کس آسیبی نمی زند بجز خودتان.یادتان نرود که ندا یک فرد نیست و القاء نسبت دادن دروغی از جنس دروغهای کودتاچیان بر وی رفتاریست جبران ناپذیر.
خانم اوتادی بد نیست در خلوت خود به نگاه ندا چشم بدوزید و یاد زجه های دردآور مادرش بیافتید.بد نیست یاد تمام عزیزانی که گمنام در کهریزک جانشان را تقدیم درخت آزادی ملت کردند بنمایید.بد نیست به تحولات سال 88 مروری بکنید .بد نیست .بد نیست....
خانم اوتادی بکوشید با ملت باشید تا رشد و پیشرفتتان چشمگیر تر باشد.بد نیست به وضعیت آقایان مدیری و عطاران و سایر هنرمندانی که دل در گرو ملتشان سپردند بیافکنید و مقایسه ای اجمالی با وضعیت جیره خوارانی از جنس شریفی نیا بکنید.کاری نکنید که پرونده فعالیت بازیگریتان به زودی بسته شود و به خاطر یک مشت دلار به قهقرا سقوط کنید.بسنجید در این ایفای نقشتان چه بدست می آورید و چه زکف می دهید.

Newer Posts Older Posts