۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه

نوشدارویمان را به شیوا زودتر برسانیم تا شاهد رخ دادن فاجعه ای دیگر نباشیم.

این روزها اخبار ناگوار دیگر گویی سهمیه روزانه مان گشته است.دیگر روزی نیست که اخبار را با بازداشت و اعدام عزیزی سپری نکنیم.چندی پیش نیز خبری دیگر آمد که غمی نوین بر جانمان افزود .خبر حکم محاربه شیوا نظر آهاری .شاید باورش برای همگان و بخصوص مادر شیوا دشوار باشد که بدین سادگی چنین حکم سنگینی صادر گشته است .
رفتارهای اخیر دولت کودتا نشان می دهد در نهایت سردرگمی و بی برنامگی طی طریق می کند اما این امر نگرانی از جان شیوا را فزونی می بخشد.چرا که هر لحظه امکان دارد جان این دخت ایرانزمین ابزاری در جهت رفتارهای نابخردانه حاکمان گردد.موضع گیری اخیر آقای موسوی و خانم رهنورد تاثیر بسزایی در کنترل این رفتار کودتاچیان داشته است.اما در این میان وظیفه ماست که نام شیوا را با تمام توان فریاد زنیم تا نگذاریم نوشداروی تاریخی مان بار دیگر در زمان لزوم نرسد و فاجعه ای دیگر رخ دهد .بر ماست که بکوشیم تا فشار بر کودتاچیان فزونی یابد و این فزونی فشار باعث گردد آن حکم قرون وسطایی شکسته شود .به هر طریق که می توان باید کوشید تا نوشدارو را نه همچون فرزاد کمانگر که به موقع بر سهراب زمانمان رسانیم تا عزیزی دیگر بر دار کشیده نشود.

شوک آنی ;راه منتخب دولت برای اجرای هدفمند کردن یارانه ها

طرح هدفمند کردن یارانه ها که ماههای طولانی است اخبارش بصورت مداوم اغلب رخدادهای اقتصادی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده وارد فاز جدیدی می شود.بر اساس بیانات مسولین دولت کودتا ابتدای مهر زمان آغاز اجرای این طرح بیان گشته .طرحی که بارها موعد اجرایش به تعویق افتاد .گاهی به نام عدم آمادگی پذیرش از سوی ملت و گاهی به نام عدم مهیا بودن شرایط اجرا .
اما نوبت جدید در حال رسیدن است.اول مهر زمان اجرایی شدن این طرح قلمداد گشته .طرحی که هر گوشه ی آن فرصتی است برای اعتراض. طرحی که بدون شک بنیان های اقتصادی را بر هم خواهد ریخت و اقتصاد بیمار و فاسد کشور را که بر لبه پرتگاه در حال افتان و خیزانی بیمار گونه است با شوکی ناگهانی به کمای درازمدت خواهد برد.
بسیاری از آگاهان اقتصادی بر این باورند که بدلیل عدم آمادگی جامعه برای پذیرش چنین طرح سنگینی بی شک تبعات حاصله از اجرای این طرح در سطح کشور بسیار گسترده خواهد بود .دولت کودتا نیز خود به خوبی بر این موضوع آگاه است و در مصاحبه های رییس دولت کودتا بارها اشاره شده که "شاید این طرح در زمان اجرا شاهد مخالفت هایی  باشد اما چندان جدی نخواهد بود"
اما جدی بودن این مخالفتها را می توان در اظهارات اخیر وزیر بازرگانی یافت که از به راه افتادن سونامی قیمت آرد ونان خبر داد.وی افزود: "تاکنون آرد یارانه‌ای به قیمت ۷۵ ریال و آرد آزاد به قیمت 4500 ریال عرضه می‌شد که با اجرای این قانون قیمت آرد به قیمت جهانی و بین این دو قیمت عرضه می‌شود"
این رشد غول آسای قیمت نان تنها بخش بسیار کوچکی است از تبعات اجرایی شدن این طرح .بی شک  قیمت بنزین نیز با توجه به تحریمهای اخیر و عدم کفایت مسولین کودتایی در مهار بحران و اجرایی شدن طرح مذبور دچار جهشی بزرگ خواهد شد .در کنار این چند مورد بیان شده دهها مورد دیگر نیز وجود دارد .از افزایش بهای برق مصرفی که نمونه هایش را در اخبار منتشر شده در استان گلستان شاهد بودیم تا به جزیی ترین اقلام مصرفی همه و همه تحت تاثیر این سونامی عظیم خواهند بود.اما راهکار دولت برا ی مقابله با این تبعات سنگین یک راه اعلام گشته و آن آنی بودن اجرای طرح است.کودتاچیان بر این باور هستند که با ضربتی اعلام کردن طرح و اجرای سریع و یکباره آن و در صورت اعتراض سرکوب شدید و سریع و آنی معترضین می توان از این بحران عظیم نیز عبور نمود اما باید بدانند که شعله های فروزان گشته در این میان چنان بنیان های کودتایی را به لرزه در خواهد آورد که شاید دیگر راهی برای جبران خطاها و آشتی های ملی باقی نماند.

۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

قانون حمایت از خانواده یا قانون به ابتذال کشاندن خانواده ؟


کمیسیون قضایی مجلس حامی کودتا دز اقدامی نه چندان عجیب لایحه ای را به صحن علنی فرستاد با نام لایحه حمایت از خانواده .لایحه ای که به واقع بنیان های خانواده را تحت شدیدترین مخاطرات و طوفان های نابود کننده قرار می دهد.از آن رو که خانواده یکی از بنیان ها ی مقدسی است که در برگیرنده تمامی شئون رفتاری و کرداری فرد است و بی شک هسته اصلی شکل گیری شخصیت افراد در همین محیط تشکیل می یابد و به تبع آن نقش بسزای خانواده در تاثیرات اجتماعی نقشی بسیار پر رنگ و حائز اهمیت است.اما گویی کودتا کمر بسته بر نابودی بنیان های خانواده .ترویج تفکرات متحجرانه ای همچون مهریه که به واقع جز تبدیل خانواده به بنگاه معاملاتی و نابودی ارزشهای معنوی و مبدل ساختن آن به تفکرات مادی که متاسفانه به مفهوم حمایت از زنان در حال ترویج عمیق آن هستند خود از معضلات بزرگی است که گریبان خانواده های ایرانی را گرفته است.تضعیف روابط زناشویی از طرق مختلف ، ترویج اختلاف سطح میان مرد و زن در تمامی شئون و بسیاری از رفتارهای ناشایست دیگر خود گویا کم بوده که اینک مجلسیان در خواب رفته و کارمند دولت گشته اینبار به سراغ بنیان خانواده رفته اند و کمر بر نابودیش بسته اند .
تثبیت چند همسری تیری است کشنده بر پیکره نحیف و ضعیف گشته خانواده .
تیری که گویا در حال آزاد شدن از زه مجلسیان است تا مستقیم بر قلب خانواده ها فرو نشیند و تاثیر بسزایی در نابودیش گذارد.رشد چنین تفکراتی که ذهن ایرانی را مشوش کند از نیازها ی امروز جامعه است برای کودتاچیان  اما این لایحه مخاطره آمیز بحثش جداست .ارتباط مستقیم این لایحه و تبعات سهمگینش بر بنیان خانواده ،چنان نقشی در آینده جامعه دارد که شاید به سادگی  نتوان از کنارش گذشت.

۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد... سیزدهمین روز اعتصاب اسرای دربندمان

اعتصاب غذا همچنان تداوم دارد ...عزیزان در بند جانشان در خطر است.بیانیه ها صادر شده است.شخصیت ها پیام داده اند.اعتصاب را بشکنید .بشکنید اعتصاب را ...اما اعتصاب همچنان ذره ذره، وجود عزیزانمان را به نیستی می کشاند.17 عزیز در بندی که سیزدهمین روز اعتصاب را پشت سر گذاشته اند و از آن میان 3 عزیزی که اعتصاب خشک کرده اند در آستانه خطر جدی قرار دارند .هر چقدر حساسیت این امر بیشتر گوشزد گردد تاثیر شنوایی کودتاچیان فزونی می یابد .مباد گمان کنیم که نگاشتن مطلب به چه کار آید ؟هر مطلبی و هر پیامی که صادر می شود بی شک تاثیر خواهد داشت.تاثیری که شاید مجموعه آنها فشاری بر گرده کودتاچیان وارد سازد و این اعتصاب شکسته شود.عزیزان درنگ جایز نیست .در هر کجا و هر جایگاه که هستیم بنویسیم ...طراحی کنیم..تبلیغ کنیم تا شاید همین رفتارها که حداقل کاریست که می توان انجام داد به منصه ظهور برسد.کمپین تشکیل دهیم و گروه بسازیم و هر فکری که به ذهن خطور می کند انجام دهیم چرا که 17 تن جانشان در خطر است.17 اسیری که فراموشیشان ظلمی است در حق بشریت .ظلمی است عظیم .چگونه می توان در چشمان مادران این عزیزان نگریست و شرمنده نشد.هر روز که می گذرد امکان شنیدن آن خبر دردناک است پس از همین لحظه باید کوشید .آنانیکه می کوشیدند بیشتر بکوشند و آنانیکه نکوشیدند شروع کنند .امریست که همگان باید در آن کوشا باشند تا شاید بتوان جان این عزیزان را نجات داد.عزیزان خارج از کشور میتینگ های شما و به حرکت وا داشتن سازمانهای بین المللی بسیار حائز اهمیت است.همچون یکسال پیش در این امر خطیر این فرزندان درون میهن را تنها مگذارید.سازمانهای بین المللی را زیر فشار گذارید.تجمع و میتینگ برگزار کنید و هر چه از دست برمی آید که خود بهتر می دانید آن کنید تا این اعتصاب بشکند.

۱۳۸۹ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

یکسال پیش بود آری یکسال پیش ...روزی که بر حکم تقلب و جنایت و دروغ مهر تایید زدی و شانه های ضحاک گونه ات را ابلیس زمان بوسید

یکسال پیش در چنین روزی بود که تصویری، داغ ملت را تازه کرد .بوسه ابلیس زمان بر شانه های ضحاک و تایید سند دروغ و تقلب و تجاوز متجاوزین به جان و مال ملت.یکسال پیش در چنین روزی بود که مترسک خود خوانده ات را فراخواندی و چه مضحک در مقابل هم پیالگی هایت حکمش را تایید کردی و چه مفتضانه مراسمش را برگزار نمودی.آسد علی آن روز را یادت است .آن روز که با دستان علیلت حکم خونی را که صادر نموده بودی به کوتوله ی اهلیت دادی و از او تقدیر کردی ...تقدیر کردی و یادت رفت  آه مادرانی که جگر گوشه هایشان را یخ زده در قطعه 302 بهشت زهرا یافته بودند....تقدیر کردی و یادت رفت چه بر سر آن همه جوان برومند در کهریزک آوردی...تقدیر کردی و ندانستی که تاریخ بارها و بارها افرادی را که مانند تو پشت به ملت کرده اند به زباله دانی فرستاده و تو نیز بی شک در همان مسیر خواهی رفت.آسد علی یکسال از تفیذ حکم تقلب و جنایت می گذرد و شک ندارم که در این یکسال چه فشاری بر تو آمده و زین پس چه فشارها بر تو خواهد آمد ..حتم دارم نه تو این روز را زیاد خواهی برد و نه مادران داغداری که آن تاییدیه تو را بر صفحات سیمای ناتوانت نگریستند و آه از نهادشان برآمد.
آن روز چقدر ذلیل گشتی و اطرافت چقدر خالی بود و امروز چندین برابر ذلیلت گشته ای چندین برابر اطرافت تهی تر گشته و این تنها بخشی از ثمره آن همه آهی است که پشت سرت بر جای گذاردی...منتظر باش که روزهای سخت تری در پیش داری ...روزهای ذلیل تر شدن و به عمق رذالت رهنمون گشتن.آسد علی سالروز تایید صدور حکم سقوطت را تبریک می گویم

پیشنهاد ملتمسانه مذاکره با امریکا خبر از میزان فشاری می دهد که طی روزهای آتی نمود بیرونی خواند یافت

روز گذشته رییس دولت کودتا در اقدامی عجیب پیشنهاد مذاکره مستقیم با اوباما را مطرح نمود .پیشنهادی که شاید اولین واکنش نسبت به آن از سوی سایت آلف متعلق به احمد توکلی از اصولگرایان مجلس داده شد .سایت الف در مطلبی ابراز چنین آورد:"علاقه عجیب آقای احمدی نژاد و بی محلی طرف آمریکایی به این مساله که تاکنون بارها از جانب ایشان مطرح شده، ضمن اینکه تعجب آور و قابل تحلیل است، چندان عزتمندانه نیست. اگر اين يك سياست واقعي نظام است، بايد از مجاري ديپلماتيك پيگيري شود و اگر صرفا جنبه تبليغاتي دارد، تكرار آن شايسته رئيس جمهور اسلامي ايران نيست. سیاست های کلی سیاست خارجی نظام، به ویژه در این سطح، چه گفتگو و چه مناظره و چه تحت هر عنوان دیگر، از جانب رییس جمهور تعیین نمی شود و ایشان حق ورود در این حوزه را ندارد."
از این رو این باور شکل می گیرد که این پیشنهاد عجیب و غیر دیپلماتیک تنها از مجرای دولت تهیه و ابراز داشته شده و ارکان دیگر از آن دلخوشی ندارند .به عبارتی شخص خامنه ای بارها در موضع گیریهای خود ابراز داشته که خود وی تنها نظر نهایی را پیرامون رابطه با امریکا خواهد داد و حتی در سخنرانی معروفش در مشهد در لحظه تحویل سال نو که مصادف با پیام اوباما بود نیز با احتیاط قدم برداشت .
اما وضعیت خاص ایران امروز و فروپاشی مشروعیت داخلی و تشدید تحریمهای بین المللی به قدری برای دولت سنگین بوده است که گویا بدون توجه به این ساختارها و این سخنان به یکباره وارد این بازی شده تا به زعم خود با ارتباط مسقیم بتواند از پس این مشکلات عظیم برآید.اما در این میان با توجه به قرائن و شواهد موجود شاید بتوان باور داشت که این پیشنهاد با موجی از مخالفت روبرو گردد و نتیجه ای هم در بر نداشته باشد.
تنها وجه این پیشنهاد نمایان شدن فشاری است که بر گرده کودتا وارد آمده و نشان می دهد که تشدید تحریمها به چه سان تاثیر داشته که این چنین روی به مذاکره آورده اند.

۱۳۸۹ مرداد ۸, جمعه

ساکنان دیروز خاوران و خفتگان امروز بهشت زهرا همه فرزندان ایرانند که در راه عظمت و آبادانی میهن به شهادت رسیدند...یادشان گرامی

۲۲ سال پیش فاجعه ای هولناک همچون ابری تیره آسمان ایران را در بر گرفت و در تاریکی آن فضای حزن انگیز و درد آور فرزندان رشیدی از تبار ایران در خاک آرمیدند .22 سال پیش در آستانه جابجایی قدرت و رهبری حاکمیتی که بر دوش جوانان میهن استوار گشته بود و هزاران وعده آبادانی و آزادی میهن را با صدایی رسا به گوششان رسانیده بود، به جایی رسید که شعارهایش را تحقق نیافته دید و پس از طی هشت سال جنگ خانمانسوز به یاد زندان اوین و حاضرینش افتاد.
در آن فضای رعب انگیز دهه شصت که بی شک اغلب جوانان امروز یاد و خاطره هایی از آن دوران سیاه در اذهانشان دارند فاجعه ای در حال وقوع بود.شاید وحشت قطع شدن برق در آن دوران سیاه که مصادف بود با یورش های همه جانبه برای بازداشت افراد از خاطر بسیاری نرفته باشد.چگونه میتوان خود را در کنار عزیزانی که در شهریور 67 در اوین بودند و اکنون نیستند قرار داد؟چگونه می توان آن شبها و روزهای دهشتناک را با قلم به تصویر کشانید؟چگونه می توان احساسی را که وقتی می بینی که تپه ای از کفش های زندانیان در گوشه ای از بند پدید آمده و از صاحبان آنها خبری نیست را متصور بود؟آری 22 سال پیش نیز در سال شوم 67 که شاید شومیش را باید بر متصدیان کشور نسبت داد ایرانمان عزادار بود.جمع کثیری از مخالفین حاکمیت با دلیل و بی دلیل ،با دادگاهی شدن و بی دادگاهی شدن ،بصورت فله ای و یکباره جانشان چه ساده  از تن درآمد و چه ساده از جان دادن آدمی سخن بر زبان می رانیم..
دردی جانکاه است که روان آدمی را مشوش می کند.دردی که شاید 21 سال بعددر سال 88 به دیدگانمان در خیابانهای تهران نه در زندان اوین و در مقابل دیدگان همگان و نه مخفیانه و شبانه نظاره گر بودیم.دردی که دیدیم به چه سان خون جوانانمان بر سنگفرش خیابانها جاری گشت و چه صحنه های درد آوری را شاهد بودیم که شاید تا عمرمان باقیست تمام این صحنه ها همچون نواری در مقابل دیدگانمان باشد.
ظلم و جفایی که در حق بازماندگان آن وافعه هولناک می گردد چه ناجوانمردانه است .چقدر سخت است که هر بار به مزار عزیز از دست داده ات می روی شاهد باشی که همچون زمین کشاورزی آن مزار را شخم زده اند .چقدر سخت است که نتوانی سنگ قبری مشخص برای عزیز از دست داده ات داشته باشی و مجبور گردی که با علایمی خاص نشانه گذاری کنی تا فراموش نکنی که عزیزت اینجا خفته .اگر چه وجب به وجب آن مکان آرامگاه همه این عزیزان است اما براستی سخت است و سخت است و سخت....
آری ایرانمان در ماتم است...در ماتم از دست دادن عزیزانش ...در آستانه بیست دومین سالگرد آن کشتار عظیم و هولناک که تاریخ ایران هرگز زیاد نخواهد برد.آری خاوران آرام گیر که همچون تو بسیار داریم ..خاوران عزیز مهمانی نوین داری بنام 302 ...مهمانی که  غنچه های نوشکفته بسیاری را همراه دارد.خاوران، بهشت زهرا در جای جای خود امثال تو را پذیرفته و چه بسا باز هم بپذیرد اما شک نداریم که خون آنانی که در آغوش تو و اینانی که در آغوش بهشت زهرا آرمیدند پایمال نخواهد شد . روان تمام عزیزانی که در راه عظمت این ملت گام برداشتند شاد باد و یادشان هماره گرامی باد.

۱۳۸۹ مرداد ۱, جمعه

آقای خاتمی، رخدادهای اخیر ترازوی سنجش شرافت و میزان دنائت و پستی افراد می باشد نه نظر رهبرتان

احمد خاتمی در اظهار فضلی جدید بیان داشت که آینده سیاسی آقای هاشمی به تصمیم رهبری و انتخابات آتی هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری بستگی دارد.
.تحولات یکساله اخیر موجب چنان رشد و افزایش سطح بینش مردم گشته که دیگر محال است بازگشت به دوران پیش از 88 را بتوان متصور بود.این جهش حیرت انگیز و این حضور غرور آفرین و این شهامت مثال زدنی مردم در طول تمام رخدادهای پس از انتخابات 88 می باشد که تعیین کننده وضعیت افراد است.رخدادهای اخیر ترازوی سنجش شرافت و میزان دنائت و پستی افراد می باشد که هر یک را نسبت به موضع گیری ها و رفتارهای خود در طول این یکسال و اندی مورد بررسی قرار می دهد .چه بسیار افرادی که با پیشینه آلوده خود تاثیری شگرف بر این جهش عظیم فکری ملت ایران داشتند و چه بسیار افرادی که سکوت و سهم خواهیشان آنان را به زباله دانی تاریخ سپرد.این امر تنها مختص به سیاستمداران و فعالان سیاسی نیست .بلکه در این میان هنرمندان نیز با پالایش عظیم روبرو گشتند و برخی با پیراهن سبز خود در مسجد قبا و برخی با حضور خود بر مزار ندا ذره ای از همراهی با مردم عدول نکردند .برخی نیز با عدم همراهی و ساخت سریالهای پر مخاطب خویش به سانی دیگر همسو با ملت شدند .اما در میان بودند هنرمند نماهایی که به آغوش کودتا رفتند تا ذره ای نانشان را چرب تر کنند و غافل از آن گشتند که نانی که نزد ملت نباشد برایشان چون سنگی خارا خواهد گشت.آنانی که در تفیذ کودتاچیان حاضر شدند و آنانی که تب دار به دیدار بیماران روانی تاریخ این ملت رفتند.همه و همه بایستی از صافی ملت عبور کنند و این صافی نیز بی شک همان عامل همراهی با ملت است.پس همگان منتظر خواهند بود تا به نسبت همراهی با ملت پرونده شان مورد بررسی قرار گیرد.

۱۳۸۹ تیر ۳۱, پنجشنبه

هدفمند کردن یارانه ها ;طرحی که بصورت مداوم اجرایش به تاخیر می افتد...علت وحشت است یا ناتوانی؟

طرح هدفمند کردن یارانه را شاید بتوان از جنجالی ترین طرحها دانست.طرحی که بارها و بارها موعد اجرای آن تغییر نمود.از دی ماه 88 بود که اظهار نظرها حاکی از اجرای قریب الوقوع این طرح را خبر می داد و اندکی بود که اجرایش به فروردین 89 موکول شد و پس از درگیری که میان دولت و مجلس پدید آمد و مشکلاتی (شما بخوانید تبعات عظیم اجرای طرح و ایجاد بستر مناسب برای اعتراض توسط سبزها)سبب گشت که این طرح به نیمه دوم امسال موکول شود.به عبارتی دولت اعلام کرده که از مهر ماه اجرای طرح را آغاز خواهد کرد و در چندین استان (البته بصورت صوری)اجرای طرح را آغاز نمودند و بیان داشتند که همه چیز روبراه است .
اما چند روزیست که بصورت مداوم خبرهایی منتشر می گردد که گویا دولت کودتا باز هم قصد عقب نشینی از اجرای طرح را دارد و بازهم تاخیری دیگر در راه است.بی شک اجرای چنین عملی تبعات بسیار سهمگینی را در بر خواهد داشت .در این وضعیت اسفناک اقتصادی که همسو با تحریم ها شکل و شمایلی نوین به خود گرفته است .در این اوضاع نابسامان و درگیرهای درونی به اصطلاح اصولگرایان و بعد بیرونی آن که اعتصابات بازار بود بی شک آغاز این طرح یعنی آغاز دور جدید تحولات عظیم در کشور.از سویی دیگر نیز دولت بودجه مورد نیاز خود را برای آماده نگه داشتن نیروهای سرکوب گر و ارضای هوسهای لجام گسیخته فرماندهان سرکوب را ندارد و برای نیل بدین مقصود نیازمند اجرای این طرح و بدست گرفتن مابه التفاوت این یارانه ها می باشد.امری که تبعات اعتراضیش نه به گفته معترضین که به گفته عقلای خودشان کشور را در بر خواهد گرفت.

۱۳۸۹ تیر ۲۹, سه‌شنبه

پاسخی به خامنه ای و فتوایش :هر چه پست تر خود بزرگ بین تر

اظهار فضلی نمودی و نامش را فتوا گذاردی و به خیالت عالمی را تکان دادی؟فتوای رسوای شهر منتشر گشت که از عدم مشروعیت پریشان بود و می کوشید به هر ترفندی و به هر روشی اندکی آن را گدایی کند و در این بازار مکاره راهی جز صدور فتوا ندید.فتوایش صادر شد که ای مردم بدانید و آگاه باشید که من بعنوان ولی فقیه شما ،ولی فقیهی که نایب بر حق امام زمان است حکومت می کنم نه بعنوان یک فرد سیاسی .من رسوای شهر نیستم و نیازی به مشروعیت ندارم چرا که آن را نه از طریق شما که از طریق ارتباطات متافیزیکی بدست می آورم .رسوای شهر فتوا داد تا بگوید که اگر چه در اطرافش لرزه هایی با ریشتر بالا پدید آمده و ویرانی های جبران ناپذیر از خود بجای گذاشت اما وی خواهد کوشید تا بر این ویرانه ها کاخهایش را مجددا بنا کند اما غافل است که زمین زیر پایش چنان آب به خود گرفته و سست شده که دیگر توانی برای ماندن ندارد و روزی نیست که بخشی ازان ریزش نکند.
رسوای شهر پیام داد که اوست که بر دلها حکم می راند و همه دانستند که مقصودش کدام دلهاست؟همه دانستند که از دل مادر سهراب و ندا آگاه  است و بر دل زخم خورده این مادران داغدار مرحم.اما این پندار اوست نه واقعیت ماجرا .چرا که نام وی چنان در این جنایات عجین گشته که شاید نتوان آن را از این جنایات جدا نمود.
گویند آنگاه که ترس و وحشت بر انسان مستولی می شود چنان مخیله اش از کار می افتد که دیگر در عالم وهم خود، سخنها می گوید که به سختی بتوان آن را پذیرفت و اینک این رسوای شهر ما نیز دچار این توهمات گردیده است.
آسد علی روزگاری سخت می گذرانی چرا که هنوز تاوان خونهای به ناحق ریخته را پس ندادی و منتظر باش که تاوان بسیار سنگینی باید پس دهی .این سخنان وهم آلودی که برون می دهی تنها بیان کننده میزان وحشت و عمق سردرگمی ات است و بس .

Newer Posts Older Posts