‏نمایش پست‌ها با برچسب 13 آبان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب 13 آبان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ آبان ۱۸, دوشنبه

در یک پیام ویدیویی : گزارش مهدی کروبی از 13 آبان و تحلیل شرایط کشور

به گزارش تغییر، مهدی کروبی که برای همراهی ملت ایران قصد شرکت در مراسم ۱۳آبان را داشت با توهین فیزیکی به خود و همراهانش مواجه شد. ایشان در این پیام ماوقع اتفاقات ۱۳آبان را شرح داد. او از برخورد تند و زننده با مردمی که برای شرکت در مراسم ۱۳آبان آمده بودند بشدت انتقاد کرد. وی همچنین ضمن اشاره تاریخی به تسخیر سفارت آمریکا در مورد عدم اطمینان مردم نسبت به رفتار دوگانه و فریبانه دولتمردان در قبال سیاست دوگانه با آمریکا هشدار داد. مهدی کروبی اضافه کرد: جای سوال دارد که سیاست دولت مردان فعلی با یک هیئت ۵۰ نفره آمریکایی دیدار می‌کنند اما با این حال در داخل کشور شعارهای ضدآمریکایی سر می‌دهند. وی افزود اگر در دولت‌های قبلی حتی یک دهم این روابط هم با آمریکا وجود داشت و صحبت کوچکی هم انجام می‌شد، کفن پوشان در شهرهای مختلف قیام می کردند و حالا چه شده است که این همه روابط نزدیک شده است و حتی این‌ها پیام می‌فرستند و آن‌ها جواب نمی‌دهند، هیچ کس لب به اعتراض نمی‌گشاید.



۱۳۸۸ آبان ۱۲, سه‌شنبه

13آبان با سبزی حضور خویش در سپیدی و روشنایی روز سرخی خون شهیدانمان را فریاد خواهیم زد تا درفش مقدس میهن را به تصویر بکشیم

مگر می توان بی تفاوت بود.13 آبان فرا می رسد .13 آبان یک روز نیست یک نشانه است.نشانه ای که بیان می دارد معصومیت چهره سهراب و مظلومیت نگاه ندا از اذهانمان پاک نشده ,13 آبان نشانه ایست که بیان میدارد یک ملت به صحنه آمده تا بگوید که در راه عظمت خویش چه رنجها کشیده و آماده است با تمام توان تا انتهای مسیر بپوید و مستانه ندای عظمت ایران را سر دهد.
ما خواهیم آمد تا به همگان بگوییم که تا تحقق خواسته ها و مطالبات مان لحظه ای از حرکت باز نخواهیم ایستاد و این حرکت توفنده ملت ایران همچنان در صحنه خواهد ماند.
13 آبان به کودتاچیان خواهد فهماند سبزها تا نیل به اهداف و خواسته هایشان همچنان در صحنه خواهند ماند و علیرغم تمام فشارها قدرتمندانه در مناسبت ها حضور خواهند یافت.
13 آبان به حامیان کودتا خواهیم فهماند که هر کسی که در این شرایط به همراهی از دولت کودتا بپردازد در آینده ایران بی شک باید پاسخگو باشد و ملت ایران این همراهی را هرگز فراموش نخواهند کرد.
پس ما 13 آبان با سبزی حضور خویش در سپیدی و روشنایی روز سرخی خون شهیدانمان را فریاد خواهیم زد تا با ادغام آنها درفش مقدس میهن را به تصویر بکشیم

۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه

وعده دیدار همه سبز اندیشان روز چهارشنبه 13 آبان ساعت 10:30 میدان هفت تیر

درآستانه 13 آبان روز سبز شدن دگر باره ایران مهدی کروبی با اعلام مسیر حرکت خود به مانند روز قدس یکبار دیگر فراخوانی مبنی بر متشکل شدن معترضین صادر کرد و اعلام نمود که روز 13 آبان ساعت 10:30 از میدان هفت تیر حرکت خود را آغاز خواهد کرد.
با درود بر این شیخ شجاع لشگر سبزها روز چهارشنبه ساعت 10:30 در هفت تیر حاضر خواهد شد و پشت سر شیخ سبز خود صدای اعتراض خود را به گوش کودتاچیان خواهد رساند.
سبزها خواهند آمد اگر چه سپاه به مانند روز قدس بیانیه صادر کندو تهدید و فشار های خود را فزونی بخشد .سبزها خواهند آمد اگر چه دولت کودتا و مزدور پست طینتش (رادان)خط و نشان بکشد که چه میکنیم و چه ها نمیکنیم.سبزها خواهند آمد و به این یاوه سرایی ها ذره ای اهمیت نخواهند داد.
وعده دیدار همه سبز اندیشان روز چهارشنبه 13 آبان 
ساعت 10:30 میدان هفت تیر

۱۳۸۸ آبان ۱۰, یکشنبه

سخنرانی ناتمام صفارهرندی در دانشگاه خواجه نصیر و ضرب و شتم دانشجویان توسط محافظان وی



بامدادخبر: برنامه بسیج دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی که با حضور صفارهرندی در آمفی تئاتر دانشکده برق این دانشگاه برگزار می گردید با حضور گسترده ی دانشجویان معترض همراه شد.
به گزارش بامدادخبر، در ابتدای این برنامه دانشجویانی که نمادهای جنبش سبز و عکس هایی از میرحسین موسوی و مهدی کروبی و سایر زندانیان سیاسی در دست داشتند همزمان با حضور صفارهرندی در جایگاه سخنران با سر دادن شعار "صلی علی محمد، قاتل فرهنگ آمد" و "ننگ ما، ننگ ما، وزیر فرهنگ ما" و "مرگ بر دیکتاتور" به استقبال وی رفتند. صفار هرندی که سعی می کرد خود را خونسرد نشان دهد موافقت خود را با این شعار بیان نمود و آن را مناسب آقای مهاجرانی، وزیر فرهنگ دولت خاتمی دانست و از دانشجویان خواست اجازه دهند او سخنرانی خود را شروع کند.

ادامه شعار "دروغگو، دروغگو، 63 درصدت کو" تمامی سالن را پر کرد که صفارهرندی در پاسخ به این شعار دروغگو را کسانی دانست که لیست کشتگان را منتشر کرده اند و از اعلام کرد: " 73 نفر کشته ی شما کو؟"
شعارهای ممتد دانشجویان در اعتراض به دولت کودتا و انتخابات اخیر مانع از آن می‌شد که صفارهرندی بتواند سخنرانی خود را پیرامون 13 آبان آغاز نماید و در حالی که تنها صدای اعتراض دانشجویان به گوش میرسید وی شروع به سخنرانی در ارتباط با تسخیر لانه ی جاسوسی توسط دانشجویان خط امام نمود. این سخنان وی با شعار "مرگ بر روسیه" و "دانشجوی خط امام آزاد باید گردد" همراه گردید و دانشجویان عکس هایی از محسن میردامادی، عبدالله رمضان زاده، مصطفی تاجزاده، احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی را بالا بردند.
پس از مشاهده اعتراضات گسترده دانشجویان به سخنان صفارهرندی، حراست دانشگاه شروع به فیلم برداری از چهری دانشجویان معترض نمود که این اقدام حراست با واکنش شدید دانشجویان همراه گردید و آنان با بلند شدن از جای خود و پشت کردن به تریبون فریاد "دوربینت رو خاموش کن" سر دادند. این حرکت دانشجویان تا پایان سخنرانی ادامه داشت و در حالی سخنان خود را ادامه داد که اکثریت افراد حاضر در سالن پشت به تریبون ایستاده و شعار می‌دادند.
همچنین هنگامی که صفارهرندی با سخنانی توهین آمیز دانشجویان را "بی سواد" و "دیکتاتور" می‌خواند، دانشجویان کفش‌های خود را به نشانه‌ی اعتراض بالا بردند که صفار هرندی با اشاره به کفش ها، دانشجویان را "بی ادب" خطاب کرده و به آنان گفت: "به من از قبل خبر داده بودند که یک گونی کفش از خارج به دانشکده وارد شده و شما حتی شجاعت "منتظر الزیدی" را هم ندارید که کفش هایتان را پرتاب کنید." در پاسخ دانشجویان شعار دادند: "برای یک دروغگو، کفش من هم زیاده". جالب آنکه در حرکتی نمایشی از سوی دانشجویان بسیجی به سوی تریبون یک لنگه کفش پرتاب گردید تا با سواستفاده از این حرکت نمادین دانشجویان، از صفارهرندی قهرمان سازی شود.
در همین حال دانشجویان با خواندن سرود یاردبستانی و سر دادن شعار " یا حسین، میرحسین" و " کروبی دستگیر بشه، ایران قیامت می شه" به اعتراضات خود ادامه دادند، که این شعارها مانع از ادامه‌ی سخنرانی صفارهرندی گردید و وی مجبور شد به ناگاه سخنان خود را پایان داده و توسط محافظانش از در پشتی آمفی تئاتر خارج شود. دانشجویان نیز با هجوم به درب خروجی سعی نمودند به صفارهرندی نزدیک شده تا صحبت های خود را به گوش وی برسانند، اما در محوطه ی دانشگاه توسط محافظان وی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و وی با عجله سوار خودروی خود شده و دانشگاه را ترک نمود. دانشجویان که از اقدام خشونت‌آمیز محافظان وی شوکه شده بودند با تجمع در مقابل سالن شعار "صفار مگه چی دیده، که این همه ترسیده" و " مزدور برو گمشو" را تکرار کرده و منتظر حضور محافظ ضارب وی در جمع دانشجویان و عذرخواهی شدند. در این حال محافظ صفارهرندی که دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار داده بود، از ترس مواجهه با دانشجویان نزدیک به یک ساعت در محوطه پشت آمفی تئاتر مخفی شده و حراست دانشگاه از نزدیک شدن دانشجویان به وی جلوگیری به عمل می آورد.
سپس دانشجویان با حضور در مقابل سردر دانشگاه صنعتی خواجه نصیر، شعارهای "ایران شده فلسطین، مردم چرا نشستید"، "نه شرقی، نه غربی، دولت سبز ملی"، "دیکتاتور، دیکتاتور، این آخرین پیام است، جنبش سبز ایران آماده‌ی قیام است" و... را سر دادند.

۱۳۸۸ آبان ۹, شنبه

بیانیه شماره ۱۴مهندس موسوی در آستانه سیزدهم آبان صادر شد



مهندس میرحسین موسوی در آستانه روز 13آبان بیانیه شماره 14 خود را خطاب به ملت ایران صادر کرد. نخست وزیر محبوب امام راحل 13 آبان را سبزترین روز سال دانست. به گزارش “کلمه” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است.
بسم الله الرحمن الرحیم
در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»
دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.
درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.
آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.
حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.
این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.
آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد.
شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟
دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.
چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم.باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست.
دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.
بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.
البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.
میرحسین موسوی

۱۳۸۸ آبان ۷, پنجشنبه

فرماندار کاشان مدارس این شهر را تا بعد از 13 آبان تعطیل کرد!

موج سبز آزادی:فرماندار اعلام کرده است که این 235 مدرسه دو روز پس از مراسم راهپیمایی 13 آبان بازگشایی می شوند! و به دانش آموزان توصیه کرده که از آمدن به کوچه و خیابان خودداری کنند!


معاون استاندار و فرماندار کاشان از تعطیلی مدارس ابتدایی، راهنمایی این شهرستان به منظور جلوگیری از خطر شیوع گسترده بیماری آنفلوآنزای از نوع A در بین دانش‌آموزان خبر داد.
اما این 235 مدرسه، دو روز پس از مراسم راهپیمایی 13 آبان بازگشایی می شوند! و فرماندار کاشان نیز به دانش آموزان توصیه کرده که از آمدن به کوچه و خیابان شلوغ خودداری کنند.!
به گزارش بازوی رسانه ای کودتا (فارس) ، حسینعلی حاجی در جمع خبرنگاران با اشاره به اتخاذ این تصمیم گفت: این مدارس شامل 150 مدرسه ابتدایی و 85 مدرسه راهنمایی این شهرستان که حدود 30 هزار دانش‌آموز در آنها مشغول به تحصیل هستند، از هفتم آبان ماه جاری تا 15 همین ماه تعطیل است.
فرماندار کاشان تاکید کرد: والدین به طور جدی از خروج فرزندان خود از منزل جلوگیری کرده و دانش‌آموزان با استفاده بهینه از این فرصت با مرور درس و تکالیف خود از آمدن به کوچه و خیابان و ارتباط با محیط‌های شلوغ خودداری کنند تا از نقل و انتقال گسترده و شیوع این بیماری به دیگران جلوگیری شود و همه شهروندان به سلامت این مرحله را پشت سر بگذارند.

۱۳۸۸ مهر ۳۰, پنجشنبه

روز 13آبان به خیابان می آیم تا از شرف و ناموس ایرانی دفاع کنم

روز 13 آبان به خیابان می آیم تا از حیثیت و شرف ملتم که در این روزها بشدت مورد هجمه قرار گرفته دفاع کنم .13 آبان به خیابان می آیم تا به یغماگران بگویم که تهدید و ارعاب و شکنجه و فشار و تجاوز هزاران هزار عمل غیر اخلاقی دیگر نتوانسته خللی در عزم من برای رسیدن به حقوق از دست رفته ام ایجاد کند .
13 آبان به خیابان می آیم تا بگویم که صدها شهیدی که در راه عظمت ملت ایران به شهادت رسیدند خونشان پایمال نخواهد شد .نداها و سهراب هایمان هماره در قلبهایمان جاودانه گشته اند .مگر می توان آن نگاه معصومانه ندا که پرچم عظمت ایران را با نگاه خویش به فرزندان ایران سپرد و ندایش جهانی شد از ذهنها دور کرد.مگر می توان آن پاکی و صداقتی که در چهره سهراب نهفته بود را نادیده انگاشت .خیر اینان بهمراه دگر شهدا درفش ملی ایران را بر دوشهایمان نهادند و ما بیشک این درفش را که همانا عظمت ایرانمان است به احتزاز در خواهیم آورد.
13 آبان به خیابان می آیم تا به جهانیان بگویم که با گذشت بیش از 120 روز از دولت کودتا ما علیرغم تمام مشکلات در صحنه هستیم و تا دستیابی به حقوقمان پا پس نخواهیم کشید.
13 آبان به خیابان می آیم تا از تمامیت ارضی میهنم که در دست ایادی کودتا هر روز به گونه ای مورد تهدید قرار می گیرد دفاع کنم .تا بگویم دریای مازندران سهم و تاریخ ملت ایران است و تا فرزندان ایران هستند کسی توان به یغما بردن آن را نخواهد داشت حال می خواهد با پوتین بیاید یا با چکمه !
13 آبان به خیابان می آیم تا بگویم که جزایر ایرانی و خلیج فارس بخشی از عظمت ملت ایران است ما عظمت ملت ایران را بازیچه دست ناکسان قرار نخوهیم داد.
13 آبان به خیابان می آیم تا بگویم که فرزندان ایرانزمین در هر گوشه ای از این خاک پاک باشند هیچ تبعیضی بر آنان روا نیست از بلوچ مرز نشین گرفته تا کرد گرد غیور ,از خوزستانی رنج دیده گرفته تا سیستانی محروم ,از آذری وطن پرست گرفته تا خراسانی دلیر همه و همه فرزند این آب و خاک هستند و سزاوار زندگی در خور نام ایرانی .
13 آبان به خیابان می آیم تا بگویم به اسرایمان چه سختیها و چه شکنجه ها که نرفت .تا بگویم که تجاوزهای ددمنشانه ای که در طول این مدت به انحاء مختلف به فرزندان ایران صورت گرفت هیچ ترسی در من ایرانی ایجاد نکرده و من نیز اینک با اراده ای قویتر برای احقاق حقوق خویش و دگر هموطنانم به صحنه خواهم آمد.